86/10/20
حرفهاو خواسته های شکارچی.
منبع: فصلنامه شکار
طبيعتمرد اميرحسن مظهري (اگر پيشوند «دكتر» را از فرنامش انداختهام بدان خاطر است كه در وادي طبيعت بسا قيد و بند كه فرو ميافتد و كسوت طبيعتمردي است كه اگر بر بالاي كسي راست آمد، برتر و فراتر از همه داشتههاي او برمينشيند از مال و خواسته تا عناوين زميني. و «طبيعتمردي» را معرفت راستين زيور ميبخشد و دانش بنيادين خلعت ميدهد و «طبيعتمرد» را مرتبت چندان والاست كه هيچ عنوان زميني ديگر- از دكتر و مهندس و استاد بگيريد تا سر و لرد و كنت و دوك و جز آن – را با آن امكان همكناري نيست.
او با همكاري مجيد موسيخاني مطلبي را براي اين شماره تدارك ديدهاند كه بحثي است ريشهاي در زمينه چرايي شكار و ديدگاههاي مرتبط با آن. بيشك باب اين بحث گشوده است و هر كدام از شكارچيان و طبيعتمردان اهل نظر كه برخلاف يا در جهت تكميل گفتههاي نويسندگان مقاله، مطلبي ارسال كنند به دست چاپ سپرده خواهد شد.
مظهري از طبيعتمردان، شكارچيان و تيراندازان ورزشي باسابقه چهل ساله است كه ركوردهاي فراواني را نصيب خود ساخته است. -سردبير
سردبير محترم مجله شكار
در روزنامه همشهري مورخ 26/2/86 مقالهاي در جهت محكوم كردن شكار ورزشي و تروفه به قلم يكي از كارشناسان سابق محيطزيست درج شده بود كه ميتواند علاقهمندان به شكار و بهخصوص شكارچيان جوان را از مسير شكار ورزشي که همان شكار حيوانات نر و پير و از كارافتاده است، به سمت شكار حيوانات جوان و مادهها و يا «تعدادكشي» منحرف كند. در موقعيت فعلي حياتوحش كشور كه تعداد حيوانات شكاري به حداقل رسيده است، اين امر ميتواند ضررهاي جبران ناپذيري را متوجه آنان كند. لذا بر آن شديم تا نكات چندي را در اين رابطه روشن سازيم.
1 - شكار امري است فطري و غريزي كه بيش از صدها هزارسال با بشر عجين بوده است. اجداد ما نيز در طي اين دوران طولاني شكارچي بودند و از اين راه ارتزاق ميكردند.
2 - در هيچيك از اديان رسمي و نيز در هيچيك از كشورهاي متمدن و يا در حال توسعه جهان، شكار نه تنها نفي نشده بلكه قوانين خاصي در اين رابطه وضع و اجرا ميشود. حتي در بسياري از كشورها، بهخصوص كشورهاي افريقايي، درآمد حاصل از شكار و توريسم با درآمد نفت و گاز برابري كرده و از بابت كاهش حيوانات نيز نگراني وجود ندارد. درست همانطور كه روزانه در تمام جهان ميليونها رأس گاو و گوسفند و صدها ميليون قطعه پرندگان گوشتي كشتار ميشوند و هرگز از بابت به خطر افتادن نسل مرغ و خروس و گوسفند و غيره دغدغهاي در كار نيست. پس مشكل در جاي ديگري است كه در صورت لزوم جداگانه بحث خواهد شد.
3 - از بيش از يكصد سال قبل، ابتدا در مجامع شكار اروپا و سپس در ساير كشورهاي جهان به جهت كاهش حيوانات شكاري و بهطور كلي حياتوحش و در راستاي حفظ حيوانات ماده و نيز نرهاي جوان كه داراي قابليت باروري بالا و در نتيجه حفظ نسل هستند، سعي بر آن شد كه شكارچيان را به سمت شكار ورزشي و تروفه كه همان شكار حيوانات نر، پير و سالخورده است، سوق داده و تشويق كنند. چرا كه اين حيوانات علاوه بر آنكه خود قابليت باروري كافي ندارند، به علت وجود شاخهاي بزرگ و سنگين و استفاده از آنها جهت منازعه بر سر مادهها مانع جفتگيري نرهاي جوان با شاخهاي كوچك و قابليت باروري بالا با ژني قوي و سالم ميشوند و لذا شكار كردن آنها علاوه بر تحصيل تروفهاي ارزشمند توسط شكارچي و حفظ آثار طبيعي ملي، حكم هرس گياهان اضافي، پير و غير بارور توسط باغبان در باغ را دارد. يك كل، قوچ و يا گوزن پير با استفاده از شاخهاي سنگين و مهيب خود معمولاً چندين ماده را به صورت حرمسرا جدا كرده و نه خود با آنها جفتگيري كرده و نه اجازه اين كار را به نرهاي جوان ميدهد و ممكن است تعداد زيادي از اين حيوانات ماده بهصورت غير بارور (قِسِِر) باقي مانده و الباقي نيز از ژن ضعيف و معيوب باردار شوند.
4 - در راستاي اين امر يعني تشويق شكارچيان تروفه، سازمانهاي متعددي در جهان تشكيل شده و به ركوردگيري و ثبت آنها در كتابها، اهداي كاپ و جوايز نفيس و مدال و ديپلم به اين قبيل شكارچيان كردند تا مانع شكار حيوانات ماده و نرهاي جوان و يا «تعداد كشي» بشوند. از مهمترين اين سازمانها ميتوان به Rowland-Ward,s با بيش از 125 سال سابقه اشاره كرد كه هر چهارسال يكبار آمار برترينهاي شكار پنج قاره جهان را در كتابي با بيش از 1500 صفحه چاپ ميكند و نيز انجمن CIC و بون اَند کراکت و نيز كاپ معروف ودربي در امريكا كه هر چند سال يكبار به برترين شكارچي بينالمللي كه در پنج قاره جهان ركوردهاي بالا كسب كرده باشد، اهدا ميشود. در كشور ما هم از حدود چهل سال پيش با الگو گرفتن از كشورهاي پيشرو اين امر در جهان كه به موفقيتهاي شاياني در اين زمينه نايل شده بودند، شكار تروفه در راستاي حفظ و تكثير حياتوحش پايهگذاري و تشويق شد. همين كار باعث شد تا بسياري از شكارچيان در مواجهه با حيوانات شكاري و به جهت اجتناب از فراري دادن حيوانات تروفه از تيراندازي به ساير حيوانات خودداري كنند و بدين ترتيب جان تعداد كثيري از حيوانات ماده و نيز نرهاي جوان نجات پيدا كرده و حفظ ميشد. حال به اين نكته ميرسيم كه چنانچه طبق نظريه كارشناس محترم پرندگان كه اينبار به كارشناسي شكار پستانداران پرداختهاند، اين كار انجام نشود چه اتفاقي خواهد افتاد؟
1-يا بايد شكار را به طور كلي ممنوع كرد كه توجيه منطقي و قانوني ندارد و برخلاف عرف جهاني است. بر فرض هم كه اين چنين بشود به طور قطع و مسلم ضمانت اجرايي نخواهد داشت چرا كه اگر اين چنين بود در بيش از چهل منطقه حفاظت شده، پارك ملي، شكار ممنوع و غيره كه در برخي از آنها بيش از چهل سال اين محدوديتها و ممنوعيتها وجود داشته است بايد از فرط كثرت حيوانات وحشي جاي سوزن انداختن وجود نداشته باشد؛ حال آنكه اين چنين نيست و به خصوص در سالهاي اخير جمعيت حياتوحش اين مناطق دچار كاهش شديد و حتي نگران كننده شده است.
مسلم است که وضع چنین قانونی تنها باعث خواهد شد که بعضی از شکارچیان ورزشی ومجاز نیزبه خیل متخلفان پیوسته و غیر قانونی غریزه خود یعنی شکار را ارضا کننئ که این موضوع مسلما" باعث تنش ودرگیری های بسیار شده و باب تخلفات وانحرافات جدیدی در این زمینه یعنی شکار و صید باز خواهد شد. در همین جا یاد اوری این نکته ضروری است که اصولا" کاهش و یا انقراض برخی گونه ها مثل ببر ایران اساسا ربطی به شکار و شکارچی نداشته و معمول گسترش تمدن و جوامع بشری و پیامدهای ناشی از ان مثل از بین رفتن زیستگاه ها و غیره بوده است وممنوع یا محدود کردن شکار کوچکترین تاثیری در این فرایند معیوب نداشته و نخواهد داشت.
۲- باید واقعیت شکار را پذیرفت وبه علت کاهش شدید حیوانات الزاما شکار ورزشی یعنی شکار تروفه را ترویج کرد تا ماده ها ونرهای جوان برای تداوم نسل سالم حفظ شده و در امان بمانند. ولی طبق اظهار نظر کارشناس محترم این قضیه نفی شده و حتی تاکیید کرده اند که باید از چاپ عکس تروفه ها وحتی اسم بردن از شکار تروفه نیز جلوگیری شود تا مبادا اشتهای بعضی ها تحریک شود. پس با این استدلال باید تمام نشریات مربوط به شکار و حیات وحش موزهای تاریخ طبیعی باغ وحشها کارگاه های تاکسدرمی فروشگاه های وسایل شکار و نیز کارخانه های تولید اسلحه نیز تعطیل شوند تا مبادا اشتهای کسی در این زمینه تحریک بشود !
چنانچه از زاویه دیگری به این مساله نگریسته شود باید از کارشناس محترم ونیز از سایر مخالفین شکار پرسید که بر فرض محال که امر شکار انجام نشود ایا حیوانات تروفه مثل کل وقوچهای سال خورده بالای ده یا دوازده سال که در حکم پیران صد ساله ویا بالا تر هستند تا چند سال دیگر در طبیعت باقی مانده وبر فراز قله ها رژه خواهند رفت ؟ (جایی که شاید یک ده هزار ادمیان هم شانس دیدن انها را نخواهند یافت.) طبق استدلال های بسیاری از مخالفان شکار که متاسفانه بدون اگاهی از راز ورمز ها و واقعیت های طبیعت وحشی در این باب نااگاهانه وارد شده واظهار نظر میکنند این حیوانات ظاهرا عمر نوح داشته و تا ابد ماندگار خواهند بود!؟(یا اینکه این حیوانات طعمه شکار چیان طبیعی رو تشکیل میدن قافل از اینکه اگر این حیوان تروفه اگر قرار بود طعمه شوند ده سال عمر نمی کردند و در دوران قبل از بلوغ طعمه شده بودن)
خیر این سال خوردگان در انتهای عمر خود بوده و در طبیعت وحشی شانسی برای بقا ندارند وحتی در صورت شکار نشدن خیلی زود در اثر عوامل طبیعی از بین رفته و به جای انکه شاخهای با شکوه و تروفه شان که خود در واقع یک اثر طبیعی ملی بوده و باید زینت بخش موزها ی تاریخ طبیعی باشد تا همگان شانس دیدن انها را داشته باشند و یا توسط شکارچیان تروفه که مجوز شکارشان را با قیمتهای گزاف خریداری میکنند ودر امد حاصل از ان صرف حفاظت و تکثیر خودشان میشود تبدیل به خاک شده و اثری بر جای نخواهد ماند.
این رویداد را میتوان تشبیه به باغی پر از درختان میوه کرد که توسط باغبان اب و کود داده شده وسمپاشی و وجین شده وهلوهاو گلابی ها و زردالوها رسیده است ولی انقدر انها را نچینند تا همگی فاسد شده از بین بروند.
ایا به نظر به نظر کارشناس محترم این کار غیر عاقلانه وکفران نعمت نیست ؟ پس باید واقع بینانه و وبه دور از احساسات غیر کارشناسانه و علمی به امر شکار وبه خصوص شکار ورزشی و تروفه نگریسته شود وباید به این نکته توجه کرد که در موقعیت فعلی فعلی شکار تروفه حکم هرس درختان پیر و فرسوده باغ را داشته وبا این عمل به باروری سالم و زاداوری حیات وحش کمک شده واز نظر مالی واقتصادی نیز منبع درامدی برای سازمان های حافظ حیات وحش خواهد بود.
در این مورد حتی باید پا را فراتر گذاشته و پیشنهاد شود که فقط شکار تروفه را در چهار فصل ازاد کرده وحتی تشویق کنیم چرا که در فعلی حیات وحش ایران دیگر جایی برای شکارچیان گوشتی وتعدادکش وجود نداشته وفقط شکار تروفه می تواند مجاز باشد و راه کار مناسبی برای حضور نزدیک شدن به طبیعت در شکارچیان باشد که به هر حال این جماعت میلیونی هم حق وحقوق وخواسته هایی دارند وبه جرات میتوان گفت در اکثریت انان فقط رفتن به طبیعت به بهانه شکار میتواند اقناع کننده باشد.
در اینجا مجددا تاکید میکنم که فقط وفقط شکار تروفه به دلایل تخصصی وبا نظارت دقیق سازمان محیط زیست میتواند در تمام چهار فصل ازاد باشد وخود این امر میتواند منجر به گردش ونظارت مستمر محیطبانان با هزینه ووسایل شکارچیان مجاز تروفه در شکارگاها شود که خود مانعی بزرگ در راه تکتازی شکارکشها غیر مجاز است.چرا که تجربه سالیان دراز نشان داده است در هر زمان که با وضع قوانین محدود کننده وممنوع کننده پای شکارچیان مجاز را از طبیعت بریده اند. به تعداد دها برابر شکارچیان غیر مجاز صحنه را خالی از رقیب و مزاحم یافته و طبیعت را عرصه تاخت وتاز و تجاوز قرار داده اند.
در سالهای اخیر مجوزهای شکار بزرگ فقط به مدت ۲الی۳ماه و آن هم به غلط ودقیقا در فصل جفت گیری که حیوان احتیاج به ارامش دارند تا به تولید نسل بپردازند صادر شده است. حال انکه در پروژه <<فقط شکار تروفه>> دقیقا میتوان در این زمان از صدور پروانه خودداری کرده و پس از باروری حیوانات و اختمام فصل جفت گیری که نرها معمولا دسته شده به ارتفاعات میروند و از ماده ها فاصله میگیرند اقدام به صدور پروانه تروفه کرد که به مراتب اثرات زیانبار کمتری نسبت به صدور پروانه در زمان جفتگیری دارد.
مزیت این اقدامدر این است که همواره شکارچی مجاز تروفه به همراه مامور سازمان در طبیعت حضور دارد و مسلما این کار تاثیر چشمگیری در جلوگیری از حضور شکارچیان متخلف که در واقع رقیب و مزاحم شکارچی مجاز هستند خواهد داشت وشکارچی تروفه هم میتواند در صورت داشتن شانس ومهارت کافی فقط به شکار نرهای پیر سالخورده مثل کل و قوچ بالای ده یا دوازده سال مبادرت کند که در واقع حکم کیمیا را دارد.
البته در صورت اجرای چنین برنامه ای باید سازمان محیط زیست با نظر کارشناسی متخصصین فن شکار و زءولوژی قوانین مکمل وبازدارنده جرایم سنگین در جهت اجتناب از شکار نرهای جوان وضع کرده و مثلا به ازای هر یک سال کمتر از ده سال فلان مبلغ و حتی به صورت تصاعدی از شکارچی متخلف جریمه دریافت شود.
توضیح: در صورت قبول و تصویب چنین قانونی راجع به جزییات و نحوه انجام ان بحث کارشناسی لازم است.
در اینجا این سوال پیش می آید که چطور میتوان نر و ماده ها را از یکدیگر تشخیص داد؟ در همین جاست که فرق بین شکارچی گوشتی و یا تعداد کش با شکارچی تروفه مشخص میشود چرا که یک شکارچی با تجربه تروفه تروفه که معمولا مجهز به دوربین های قوی و تلسکوپ و فاصله یاب و سایر تجهیزات لازم است میتواند با یک نظر جنس و سن طول شاخ وحتی امتیاز تقریبی حیوان را تشخیص دهد وسایرین اگر چنین توانایی را ندارند بهتر است وارد این مقوله نشده و پروانه شکار تروفه ابتیاع ننمایند چون ممکن است با جرایم سنگین و محرومیت از شکار مواجه شوند والبته در همین جاست که تشکیل دورههای و توجیهی و نیز صدور گواهینامه صلاحیت شکار تروفه حداقل برای این دسته از متقاضیان شکار کاملا لازم به نظر میرسد در خاتمه یک بار دیگر یاداور میشویم که در شرایط فعلی دیگر صدور پروانه شکار بزرگ غیر تروفه به صلاح نبوده وتا تشکیل سازمانهای خصوصی ودولتی در جهت تکثیر و رهاسازی حیوانات شکاری و نیز در جهت ارضای غریزه شکار تنها راه قانونمند همین اجرای پروژه (( فقط شکار تروفه )) حداقل یکبار در سال برای شکارچی است تاهم نسل حیوانات حفظ شده و هم خواستهای اکثریت شکارچیان که رفتن به طبیعت به بهانه شکار است پاسخ مناسبی داده شود.
امير حسن مظهري – مجيد موسي خاني
86/10/12
شكارچي ايراني در دام بروكراسي .

برخلاف شكارچيان خارجي، شكارچيان وطني بايد خود را برای گذر از هفت خوان بروكراسی
آماده كنند.
قانون شكار در ايران براي شكارچيان داخلي و خارجي متفاوت است. شكارچيان داخلي براي گرفتن مجوز ورود به شكارگاه، بايدمراحل بروكراسي را طي كنند كه شكارچيان خارجي نياز به آن ندارند.
شايد همين وجه تمايز در بروكراسي باعث ناراحتي جمعيت زياد شكارچي داخلي و يكي از محركهاي شكار غيرقانوني در ايران است.داشتن برنامهاي درازمدت و كم كردن بروكراسي اداري شكارچيان داخلي ميتواند شكارچيان زيادي را به نگهباني از گونههاي شكاري ترغيب كند. قوانين شكار در ايران متمايز با ديگر كشورهاي داراي گونههاي شكاري است. تعداد پروانههاي شكاري كه در ايران فروخته ميشود در مقابل داشتهها بسيار ناچيز است. علياكبر فدايي مسوول بخش صدور پروانه در باره تفكيك واگذاري پروانه شكار بين شكارچيان داخلي و خارجي ميگويد:«قوانين موجود براي شكارچيان داخلي با ابلاغيه ادارات سازمان محيطزيست آغاز ميشود. افراد، اقدام به ثبتنام كرده و پس از مراسم قرعهكشي، ميتوانند با واريز مبلغ تعيينشده به شكارگاه اعزام شوند. ولي شكارچيان خارجي با برقراري ارتباط با يكي از آژانسها به ايران ميآيند. تمام امور بروكراسي شكارچيان را آژانس مربوطه انجام ميدهد. مبالغي كه براي دو گروه تعيين ميشود نيز متفاوت است. شكارچيان داخلي حدود 10 برابر خارجيها از شكارهاي ايراني سهم ميبرند. امسال قيمت شكار در مناطق ويژه يا حفاظتشده 242 هزار تومان و در مناطق آزاد 21 هزار تومان تعيين شده است».
شكارچيان خارجي كه صرفا براي كسب تروفه (شكارهاي بزرگ و پير كه ارزش ورزشي دارند و ميتواند يك ركورد محسوب شود) به ايران ميآيند، براي دريافت پروانه حدود 5000 دلار پرداخت ميكنند و نياز به ثبتنام ندارند. هر كدام از اين افراد زودتر نامش در ليست آژانسهاي ورودي قرار گيرد، شانس بيشتري براي تصاحب تروفههاي جذاب شرقي خواهند داشت.
در ايران هشت گونه گوسفند وحشي وجود دارد كه بسيار مورد علاقه و توجه شكارچيان بينالمللي است. اغلب اين گونهها فقط در مناطق خاصي زيست ميكنند. گوسفندهاي وحشي در نواحي قفقاز،افغانستان،چين،ايران و بخشي از پاكستان. شكارچيان علاقهمند به اين گونهها اغلب از كشورهاي آمريكايي و اروپايي عزم شكار ميكنند.
86/10/02
با IUCN بيشتر آشنا شويد.
اتحاديه بينالمللي حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي، بزرگترين و مهمترين شبكه حفاظت از طبيعت در جهان است كه 83 ايالت، 110نمايندگي دولت، بيش از 800 تشكل غيردولتي (NGO)و در حدود 10.000دانشمند و متخصص از 181كشور را در يك مشاركت جهاني كم نظير گرد هم آورده است.
رسالت اين اتحاديه تأثيرگزاري، تشويق و كمك به جوامع سراسر جهان براي حفاظت از يكپارچگي و تنوع طبيعت و حصول اطمينان از اين مطلب است كه هر گونه بهرهبرداري از منابع طبيعي عادلانه و از نظر زيستبومشناختي(Ecologically) قابل تداوم باشد.
اتحاديه بينالمللي حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي، سازماني با چند زبان و چند فرهنگ است كه 1100 كارمند در 40 كشور جهان دارد. مقر اصلي اتحاديه در "گِلاند" سوئد است.
در سال 1990ميلادي عنوان "اتحاديه حفاظت جهاني" براي اين اتحاديه برگزيده شد اما اغلب عنوان كامل و عنوان اختصاري اتحاديه با هم مورد استفاده قرار ميگيرند و اكثر همچنان اين اتحاديه را با نام IUCN مينشناسند. اين اتحاديه در اكتبر سال 1948ميلادي و به دنبال كنفرانس بينالمللي "فونتين اِبلو" در فرانسه، تحت عنوان اتحاديه بينالمللي حمايت از طبيعت (يا IUPN) شروع به كار كرد، اما در سال 1956ميلادي نام سازمان به "اتحاديه بينالمللي حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي" (IUCN) تغيير يافت.
در حاليكه طي چند دهه اخير ايده حفاظت از محيطزيست، مقبوليت سياسي نيز كسب نموده است، همچنان درك درستي از خدماتي كه طبيعت، تنوع زيستي و اكوسيستم در اختيار نوع بشر قرار ميدهد، در ميان عموم وجود ندارد. براي نمونه 16119 گونه از جانوران و گياهان در معرض انقراض قرار دارند و بسياري از اكوسيستمها - مردابها و جنگلها- در حال نابودي هستند، در حاليكه اذعان داريم كه اكوسيستمهاي طبيعي خدمات با ارزش بسياري در زمينههاي گوناگون براي انسانها مهيا ميكنند.
اهميت كاربري درست از اكوسيستمها در كمك به كاهش فقر و بهبود معيشت جوامع و اقتصاد آنها بر دانشمندان مسلم شده است، از اين رو تمامي تصميمات و اعمال سياستگذاران و رهبران تجاري محلي، ملي و بينالمللي در همه زمينهها بايد با اين دانش تلفيق گردد.
اتحاديه جهاني حفاظت در تلاش براي بهبود درك علمي از منابعي است كه اكوسيستمهاي طبيعي براي انسان فراهم ميسازند. اما اين اتحاديه با گردهمآوردن دانشمندان، سياستگذاران، رهبران تجاري و NGOها، در پي حصول اطمينان از كاربرد علمي اين دانش است.
اتحاديه جهاني حفاظت ضمن حمايت از دانشي كه مطابق با آخرين روشهاي علمي حفاظت از طبيعت باشد، در توسعه آن ميكوشد و اين تحقيقات را در طرحهاي سراسر جهان به عمل در ميآورد و در نهايت با تشكيل جلساتي ميان دولتها، جوامع شهري و بخشهاي خصوصي، اين تحقيقات و نتايج آن را با سياستهاي محلي، ملي، منطقهاي و جهاني پيوند ميزند.
اولويت طرح در دست اجراي اتحاديه (2008-2005) شناسايي راههاي فراوان وابستگي زندگي و معيشت انسان، مخصوصاً افراد بيبضاعت، به مديريت پايدار منابع طبيعي است.
اتحاديه جهاني حفاظت در اجراي طرحهاي خود براي حفاظت از تنوع زيستي و ايجاد معيشت پايدار براي آنانكه به طور مستقيم به منابع طبيعي وابستهاند، مديريت صحيح اكوسيستم را به كار ميگيرد. اين اتحاديه فعالانه در زمينه مديريت و بازسازي اكوسيستمها و بهبود وضعيت جوامع و زندگي مردم تلاش ميكند.
پايگاه اطلاعات، ارزيابيها، خطمشيها و موارد پژوهشي اين اتحاديه كه توسط اعضا، نمايندگان و كارمندان آن در سطح جهان سازماندهي شده است، يكي از مراجع جهاني قابل احترام و استناد در زمينه اطلاعات زيستمحيطي است.
اتحاديه جهاني حفاظت به عنوان بزرگترين شبكه اطلاعاتي زيستمحيطي، در جهت آمادگي و اجراي طرحهاي حفاظت ملي و استراتژيهاي تنوعزيستي، به بيشتر از 75كشور جهان كمك كرده است.
برخي از فعاليتهاي اتحاديه عبارتند از:
- نظارت بر وضعيت گونهها در جهان از طريق گونههاي تهديد شونده موجود در ليست قرمز IUCN
- مشاركت و حمايت از سازمان اكوسيستم هزاره (MEA)
- برگزاري جلساتي با حضور كليه اعضاي IUCN نظير كنگره جهاني پاركها در سال 2003
- توصيههاي سياسي و حمايتهاي تكنيكي از دولتها، تشكيلات سازمان ملل، همايشهاي بينالمللي و ساير گروهها مانند G8وG77
- ارزيابي تمامي سايتهاي كانديد شده براي قرار گرفتن در سايت ميراث جهاني
- مشاركت در كمكهاي تكنيكي در جهت آماده سازي استراتژيهاي تنوع زيستي ملي و طرحهاي اجرايي
- فراهم سازي حمايت تكنيكي براي وضع قوانين زيستمحيطي و استراتژيهاي مديريت منابع طبيعي.
منبع: کانون شکار ایران.


