تبليغاتX
شکار در ایران

86/08/26

تاملي در شكارچي‌گري و فلسفه شكار .

Artemis The Goddess of the Hunt and the Moon

منبع: فصلنامه شکار شماره ۸.

شكار؛ برتري يا...؟

از يك نامه:
«... گاهي آنقدر در اين باب مي‌انديشم كه سردرد مي‌شوم. شايد شگفت‌زده شويد دانشجوي رشته فلسفه هستم و طرفدار پر و پا قرص شكار! و با همكلاسي‌هايم مواجه‌ام كه همگي اين علاقه مرا مورد تهاجم قرار مي‌دهند. در پي آنم كه مگر پاسخ‌هايي درخور بيابم و اين پارادوكس را در ذهن خويش و در تأمل ديگران حل كنم. پرواضح است كه من در نيمه ناخودآگاه خويش آشكارا دريافته‌ام كه شكار به‌هيچ‌وجه با بنيان‌هاي فكري ايده‌آليسم و اخلاق در تضاد نيست، اما بسيار مايلم مآخذي در اين مقوله بيابم و افكار خويش را در دستگاه‌هاي فلسفي سامان دهم ... و انديشيدم اگر جاي طرح اين موضوع در اينجا نباشد، پس كجاست؟...»
 محمدعلي ثابتي

بُرشي از نامه اين جوان دوستدار طبيعت، شكار و ماهيگيري حرف دل و سخن گفته و ناگفته بسياري است. طيف وسيعي از جامعه طبيعت‌گرايان، با هر نگاه و منظري، كمابيش در برابر اين چرايي قرار گرفته‌اند كه شكار در اساس خويش فعليتي قابل قبول است يا نه؛ مطلوب است يا مذموم، مشروع است يا مكروه يا حرام، پسنديده است يا نكوهيده.
    از آنجا كه اين مباحث قطعاً فكر گروه كثيري از طبيعت‌مردان را به‌خود مشغول داشته و همواره در تلاطم برخوردهاي يك‌سويه و مجادلات جانبدارانه در نوساني بي‌انجام سرگردان مانده است، لازم ديديم با گشايش اين مبحث، عرصه را براي چالش‌هاي فكري طبيعت‌مردان آگاه باز كنيم. بادا كه متفكران مقولات مرتبط با موضوع، خوانندگان ما را از دانش خويش بي‌بهره نگذارند.
فصلنامه شكار از آغازين شماره در فكر اختصاص بخشي از نشريه به‌ مباحث پايه نظري در مقولات طبيعت، حيات‌وحش، شكار و ماهيگيري و جز آن بوده است. ليكن كثرت مطالب و گرفتاري‌هاي مربوط به ‌پي‌ريزي ساختاري و سازمان‌دهي باعث مغفول ماندن اين مهم در چند شماره پيشين گرديد. اما خوانندگان آگاه ما شاهد بوده‌اند كه نخستين سخن در نخستين شماره «شكار» با طرح همين چالش آغاز شد و دكتر ناطقي، مدير مسوول، نگاهي اگرچه گذرا، اما عميق، داشت به ‌شكار و جايگاه آن در انديشه اسلامي. و اتفاقاً اشاره به ‌نكات مطروحه خردورز بزرگ، رشيد‌الدين فضل‌ا... ميبدي، در اين سرمقاله علاوه بر تلطيف كلام، لطف معنايي به‌جا و آگاهانه را نيز شامل بود. نگاه آن انديشمند بزرگوار و عارف كامل و تاييد وي از شكار به‌ آن وجه عاشقانه و عارفانه (به ‌گمان ما) راه را بر هرگونه خرده‌گيري در اين مفهوم مي‌بندد.
نگاه و نظر اسلام و انديشمندان اسلامي در مقوله شكار و صيد بر همگان آشكار است و ما نيز خواهيم كوشيد در شماره‌هاي آينده به‌زوايايي از اين مقولات بپردازيم. اما اين دانشجوي عزيز و ديگر علاقه‌مندان اينگونه مباحث در نظر داشته باشند كه فلسفه اسلامي با فلسفه يونان تناقض چنداني ندارد و مثلاً وقتي ما با نظرات حكماي بزرگ اسلامي همچون بوعلي‌سينا، رازي، ابن رشد، ملاصدرا و ديگران آشنا مي‌شويم در واقع با بنيان‌هاي فكري – فلسفي جناب سقراط و افلاطون و ارسطو نيز آشنا شده‌ايم.
بايد پيشاپيش اشاره كنيم كه متاسفانه در چالش‌هاي فكري و مباحث نظري در باب شكار، اغلب شاهد نوعي مغلطه هستيم و مي‌بينيم كه گروهي از اهل نظر، ناخودآگاه چرايي «شكار» را با «چرا شكار؟» در يك ترازو مي‌نهند. حال آنكه چرايي شكار بحثي است فارغ از ظرف زمان و مكان و در واقع مبحثي اركئوتايپي و سرنموني است، ولي «چراشكار؟» درست برعكس، مظروفي است كه فقط و فقط در ظرف زمان و مكان است كه معنا مي‌دهد. به‌ديگر بيان، شما هرگز نمي‌توانيد بگوييد «چرا شكار؟» درحالي كه اضافه نكنيد: در چه زماني و در چه مكاني و در چه شرايطي و با چه پيش‌فرض‌هايي.
اما براي آن‌كه در اين مجال مختصر بتوانيم وارد پاسخ – يا بهتر است بگوييم شروع به ‌پاسخ– اين خواننده گرامي شده باشيم لازم است اشاره كنيم كه مبحث «شكار و صيد» به‌عنوان يك مقوله مجرد و منتزع در دستگاه‌هاي فلسفي به‌چشم نمي‌آيد. نبايد هم چنين باشد، چرا كه اينها جزو كنش‌هاي آدمي هستند و هر مكتبي وقتي به‌ مبحث وجود و چند و چون آن مي‌رسد و ديدگاه خود را به‌ميان مي‌كشد بالطبع پاسخ پرسنده را در دل نظريات خود دارد.
در فلسفه قديم يونان، كه اسطقس فلسفه اعصار تا همين قرن اخير را نيز تشكيل مي‌دهد، ديده نشده كه در برابر «شكار» موضع‌گيري شود، نه به‌صراحت و نه به‌كنايت. برعكس، جناب سقراط و جناب افلاطون و همه شاگردان آنان تا فلوطين و پس از آن، به‌كرات از لزوم شكار و شكارچي‌گري به‌عنوان اصول پرورشي انسان راستين و «مرد كامل» سخن گفته‌اند و بعضاً آن را افضل‌التمارين يا برترين روش‌هاي ساخت و پرداخت انسان دانسته‌اند.
افلاطون، جدا از اشارات مكرر به‌موضوع، وقتي به‌ساختار اجتماعي مطلوب و الزامات آن مي‌رسد ضمن ضروري دانستن آموزش شكار و صيد، نحوه شكار را نيز مشخص مي‌كند و صراحتاً مي‌گويد:
«... همه مردان [عام، اشاره به‌همه انسان‌ها]، همه آنان كه مي‌خواهند شهامت مينوي و شجاعت راستين را در وجود خويش بپرورند، به‌اين طرز شكار روي آورند اين نحوه شكار براي آنان كنار گذاشته شده است، اسلوبي كه بهترين است: به‌چنگ آوردن حيواناتي كه روي چهار پا راه مي‌روند به‌جهد خويش و با كمك اسبان و سگان؛ با خويش [به‌تنهايي] به‌شكار مي‌روي و با رد زني و تعقيبي خوب و افكندن سلاح، طعمه را به‌زير مي‌كشي ... هيچ‌كس نبايد اين شكارچيان به‌راستي «مقدس» را از اينكه تازي‌هايشان را به‌هرجا و به‌هر نحو كه مي‌خواهند برانند باز دارد ...»
از جمله متفكران ديگري كه مستقيماً پيرامون شكار سخن گفته است نويسنده و مورخ بزرگ گزنفون (xenophon) است. او رساله‌اي دارد با‌عنوان «در باب شكار» كه به‌تفصيل به‌اهميت شكار و آموزش آن پرداخته است:
«... بنابراين به‌جوانان گوشزد مي‌كنم كه هرگز شكار يا هر تعليم ديگري [در اين سطح] را خوار ندارند. اين‌ها ابزاري هستند كه مردان را مي‌سازند. با اين آموزه‌ها و از رهگذر اين پرورش‌هاست كه جوانان به‌مرداني درست و نيك بدل مي‌شوند نيك در جنگ، و نيك در هر آن چيزي كه بايد از آن بهمند و فرازان بيرون آمد: در انديشه، در گفتار و در كردار.»
گزنفون در جايي ديگر باز هم درباره شكار سخن مي‌گويد و شكارچيان را به‌بالاترين درجات اجتماعي تعالي مي‌دهد. گفتني است كه در دوران‌هاي گذشته شكار و تيراندازي دو ويژگي عمده‌اي بود كه هر انسان شايسته‌اي مي‌بايست از آن برخوردار باشد، و در ساختار اجتماعي كساني كه به‌ زيور اين مهارت‌ها آراسته نبودند در جايگاه والا قرار نمي‌گرفتند:
«حسادت مكنيد بر آنان كه بي‌پروا در پي برتري خويش‌اند، چه در خلوت، چه در جلوت، چه در زندگي خصوصي و چه در زندگي اجتماعي ... در ياد داشته باشيد كه بهترين آنان، هر قدر هم خوب قضاوت شوند باز هم مورد حسادت قرار مي‌گيرند و با بدان‌شان هم بدرفتاري مي‌شود و هم بد ‌قضاوت مي‌شوند. از آنجا كه سرگرم غارت افراد يا يغماي شهرهايشان هستند هنگامي كه طرحي براي تامين امنيت عمومي در دست است از اشخاص عادي كمتر خدمت مي‌كنند.
 و بالذات به‌ طرزي شرم‌آور براي جنگ نامناسب‌اند، زيرا فاقد توان و ظرفيت كافي براي رنج‌اند. اما شكارچيان؟ آنان بهترينانند مردان رزم و دليري. شكارچيان به‌هنگام نه تنها دارايي كه جان خويش را، آگاهانه و با عقل سليم، به‌مردم پيشكش مي‌كنند – قرباني خدمت به‌شهروندان‌اند. اينان به‌جانوران وحشي حمله مي‌برند، آن ديگران به‌دوستانشان ... به‌بيان بهتر، سياستمدار، كه اهدافش همه منبعث از خودخواهي است براي پيروزي بر دوستان مي‌كوشد، شكارچي در پي پيروزي بردشمنان جامعه تلاش مي‌ورزد. اين تلاش يكي را بهترين بار مي‌آورد و ديگري را بدترين جنگنده در برابر همه دشمنان. يكي با دورانديشي و احتياط عجين مي‌شود تا در تعقيب (ماهرخ) شركت جويد، ديگري شتاب و بي‌پروايي را بنيان مي‌گذارد. يكي مي‌تواند از خبث و آز نفور باشد، ديگري نمي‌تواند. زبان يكي پسنديده و شريف است، ديگري نكوهيده و كثيف.»
همانطور كه آشكار است، جامعه‌ شكارچيان در گذشته از شريف‌ترين و بلندمنش‌ترين انسان‌هاي روزگار تشكيل مي‌شده‌اند و همواره نامشان با شجاعت، سخاوت و ايثارگري همراه بوده است.
بعدها وقتي مباحثي نوين در ميان مي‌افتد و جوامع بشري به‌مدد دستاوردهاي فن‌آوري به‌رفاه بيشتر دست مي‌يابند، مفاهيمي ديگر پا به‌عرصه مي‌گذارد. در ميان آموزه‌هاي انديشمندان كه از آغاز نكوهش كشتار را در پيشاني خود داشت، مباحثي احساساتي‌تر مطرح مي‌شود. سنت آگوستين از جمله كساني است كه در اين مقال سخن بسيار گفته و سخنان معروف او پيرامون آموزه مسيح: «تو نبايد بكشي»، تا همين امروز از تاثير ويژه‌اي برخوردار است.
او در پي آموزه‌هايش در مدخل «تو نبايد بكشي» به‌حيوان و انسان چنين اشاره مي‌كند:
«بسياري از حيوانات ممكن است در فرآيندهايي چون تيزي حواس، سرعت، حركت، قدرت عضلات، مقاوت و استقامت و بسي ديگر قابليت‌ها و صفات از انسان برتر باشند، اما ما [انسان‌ها] به‌واسطه قدرت‌هاي برآمده از تعقل و هوش و شعور از جانوران برتريم.»
از نوشته‌هاي او پيداست كه در همان زمان آموزه معروف او در باب نهي از كشتن را به‌همه حيوانات نيز تعميم داده‌اند و همين او را برانگيخته است:
«چندي از مردم كوشيده‌اند كه آموزه [تو نبايد بكشي] را به‌حيوانات وحشي و خانگي نيز بسط دهند و چنين القا كنند كه اينها نيز نبايد كشته شوند. اما درشگفتيم كه صاحبان اين سخن چرا داعيه خويش را به‌گياه و نبات و هر آن چيزي كه ريشه در خاك دارد و در زمين پرورش مي‌يابد تسري نمي‌دهند؟!
گرچه اين بخش از خلقت [ظاهرا] فاقد احساس است، اما زنده خوانده مي‌شود و چون زنده است قابليت مردن و كشته شدن دارد. پس فروافكندن او بيدادي است كه بر او روا مي‌شود، همچون هر موجود زنده ديگر ... ما به‌درستي خود را گرفتار چنين اوهامي نمي‌سازيم و از چنين رويابافي‌ها اعراض مي‌كنيم. و وقتي مي‌خوانيم تو نبايد بكشي، مي‌انگاريم كه اين معنا اشاره به‌گياه و بوته [فاقد احساس] ندارد و نه به‌موجودات فاقد نيروي تعقل از پران و خزان و شناكنان. از آنجا كه آنان هيچ رابطه منطقي با ما ندارند و به‌آنان خرد ارزاني نشده. از اينجاست كه بر پايه نظم عادلانه آفريدگار زندگي و مرگ آنان تابع نيازهاي ماست. بر اين مبنا ما فرمان «تو نبايد بكشي» را به‌نوع بشر راجع مي‌دانيم، يعني خود و ديگران. زيرا كه كشتن خويش كشتن نوع بشر است.
اين بحث آنقدر طولاني و پر شاخ و برگ است كه با اين مقدمات هنوز وارد مدخل اصلي هم نشده‌ايم. به‌هر نحو، اهميت شكار و شكارچي‌گري در اغلب فرهنگ‌ها و جايگاه والاي اين كسوت قابل تامل است. و از همين روست كه از نخستين شماره به‌لزوم برخورداري طبيعت‌مردان از فرهنگ والا و رفتار خردمندانه، چه در جامعه و چه در طبيعت، تاكيد داشته‌ايم.
اين فتح بابي بود بر عرصه عظيم انديشه در مقوله طبيعت، شكار و انسان. عرصه‌اي كه افكار مخالف و موافق در آن بسيار است و دلايل و استنتاج‌ها بسيارتر.
رگ رگ است اين آب شيرين آب شور
با خلايق مي‌رود تا نفخ صور

خوانندگان آگاه و هوشمند را نيازي به‌تذكار نيست كه آنچه در اين مطلب آمده نگاه نويسنده مطلب است و حضور قلم شما چه مخالف چه موافق در بسط و روشن شدن هرچه بيشتر اين مبحث كمكي در خور و ماندگار خواهد بود.

حميد ذاكري سردبیر فصلنامه شکار.

نوشته شده توسط سپهر در 23:0 |  لینک ثابت   • 

86/08/19

اجراي برنامه شكار و صدور پروانه شكار چهارپا در سال 86

از سوي سازمان حفاظت محيط‌ زيست به كليه ادارات كل حفاظت محيط‌ زيست استان‌ها دستورالعمل نحوه اجراي برنامه شكار و صدور پروانه شكار چهارپا (قوچ و كل)اعلام گرديد.
كليه متقاضيان دريافت پروانه شكار از اين تاريخ مي‌توانند به ادارات كل محيط‌ زيست استان مراجعه و نسبت به ثبت نام اقدام نماند.

دستورالعمل نحوه اجراي برنامه شكار در مناطق حفاظت شده و پناهگاه حيات‌وحش توسط اتباع ايراني در سال 1386»

فصل اول- نحوه صدور پروانه ويژه
ماده1- روانه ويژه شكار بر اساس سهميه شكار تعيين شده براي هر يك از مناطق و با توجه به شرايط و امكانات هر شكارگاه صادر مي‌شود.
ماده2- سهميه شكار هر يك از مناطق قبل از شروع فصل شكار به اداره كل محيط‌زيست استان ابلاغ خواهد شد.
ماده3- اداره كل محيط‌زيست استان پس از اطلاع‌رساني به‌نحو مقتضي مهلت معيني را جهت اخذ درخواست متقاضيان پروانه ويژه شكار تعيين و پس از وصول درخواست‌ها و انجام قرعه‌كشي نسبت به صدور پروانه نمود.
ماده4- پروانه ويژه موضوع اين دستورالعمل توسط اداره كل هماهنگي گارد امور استان‌ها و مناطق صادر خواهد شد.
ماده5- صدور پروانه ويژه منوط به ارائه دفترچه شناسائي ويژه حمل سلاح گلوله‌زني جهت ثبت مشخصات پروانه ويژه از طرف متقاضي مي‌باشد.
ماده6- دارنده پروانه شكار مجاز است حداكثر دو نفر همراه غير مسلح در شكارگاه داشته باشد.
ماده7- متقاضياني كه از سال 1382 موفق به اخذ پروانه شكار (عادي و ويژه) شده‌اند حق ثبت نام ندارند.
ماده8- تمديد پروانه ويژه شكار در شرايط نامساعد جوي و شرايط خاص صرفاً در فصل شكار و قبل از ورود شكارچي به شكارگاه بلامانع مي‌باشد.
ماده9- در صورت حضور شكارچي در شكارگاه و عدم موفقيت در شكار تمديد پروانه ممنوع است.
ماده10- بهاء پروانه هر رأس كل يا قوچ دو ميليون و هفتصد و پنجاه هزار ريال تعيين مي‌گردد.
ماده11- از هر شكارچي و هر يك از همراهاني كه از مهمانسرا يا ساختمان متعلق به سازمان استفاده نمايند بابت هر شبانه روز به ازاي هر نفر دويست و پنجاه هزار ريال دريافت مي‌شود.
ماده12- از هر شكارچي و هر يك از همراهان مبلغ دويست هزار ريال بابت حق ورود به منطقه دريافت خواهد شد.  
ماده13- از هر شكارچي طي اجراي برنامه شكار بابت حق محيط‌بان راهنما روزانه مبلغ صدهزار ريال دريافت خواهد شد.
ماده14-  شكارچي قبل از دريافت پروانه ويژه شكار موظف است سپرده‌اي معادل هفت ميليون ريال يا معادل آن بصورت چك تضميني بانكي (تراول يا ايران چك) بصورت اماني نزد ذيحسابي آن اداره كل تحويل و رسيد دريافت نمايد سپرده فوق‌الذكر تا پايان برنامه شكار نزد ذيحسابي آن اداره كل باقي مي‌ماند و در پايان برنامه شكار پس از تأييد برنامه و هزينه‌هاي شكار از سوي آن اداره كل و واريز هزينه‌هاي مذكور به حساب درآمد سازمان سپرده مذكور مسترد مي‌گردد.
ماده15- شكارچي پس از اجراي برنامه شكار موظف است حداكثر يك هفته پس از اعلام هزينه‌هاي شكار نسبت به واريز وجوه تعيين شده اقدام نمايد در صورت عدم پرداخت از محل تضمين آنان برداشت خواهد شد.
ماده16- مشخصات پروانه صادره بايد در دفترچه شناسايي ويژه حمل سلاح گلوله‌زني ثبت گردد و عدم رعايت اين ماده تخلف اداري محسوب مي‌گردد.
ماده17- از كل سهميه تعيين شده 50% براي شكارچيان بومي و 50% براي شكارچيان غيربومي در نظر گرفته شود.

فصل دوم- مقررات و ضوابط شكار
ماده18- مقررات شكار و شرايط مندرج در اين دستورالعمل بايد قبلاً به شكارچي اعلام گردد.
ماده19- شكارچيان مكلفند قبل از ورود به شكارگاه به اداره كل محيط‌زيست استان مراجعه و به همراه محيط‌بان راهنما به شكارگاه عزيمت نمايد.
ماده20- حداكثر توقف شكارچيان در شكارگاه براي شكار چهارپا سه شبانه روز مي‌باشد.
ماده21- تيراندازي و شكار بدون حضور محيط‌بان راهنما ممنوع مي‌باشد.
ماده22- شكار حيواناتي كه نام آن‌ها در پرواز ويژه شكار ذكر نشده و يا بيش از تعداد مجاز مندرج در پروانه ويژه باشد ممنوع است.
ماده23- اداره كل محيط‌زيست استان از متقاضياني كه به نام آن‌ها پروانه شكار صادر شده است تعهد كتبي مبني بر شكار حيوان با سن حداقل 9سال اخذ نمايد و در صورت شكار حيوان با سن كمتر برابر ضوابط و مقررات به عنوان متخلف با آن‌ها برخورد گردد.
ماده24- شروع فصل شكار از تاريخ صدور تا 25آبان‌ماه و مجدداً از 15آذرماه لغايت آخر اسفندماه.
ماده25- چنانچه شكارچي عمداً و برخلاف مفاد اين دستورالعمل مبادرت به‌شكار حيواناتي نمايد كه در پروانه ويژه شكار ذكر نشده و يا بيش از تعداد تعيين شده شكار نمايد اين امر تخلف محسوب شده و علاوه بر اخذ دو برابر بهاي شكار ضرر و زيان حيوانات غير مجاز شكار شده نيز از شكارچي اخذ مي‌گردد. ضمناً از ادامه برنامه شكار جلوگيري و در صورت لزوم طبق قوانين و مقررات مربوط نيز عمل خواهد شد.
ماده26- چنانچه ثابت شود شكارچي سهواً و بر اثر اشتباه در تيراندازي مبادرت به‌شكار حيوانات بيش از تعداد مجاز از همان نوع نموده است دو برابر بهاي حيوان مازاد شكار از وي اخذ خواهد شد.
ماده27- در صورتيكه ثابت شود در انجام شكار اضافه بر ميزان تعيين شده در پروانه ويژه هيچگونه عمد يا سهو يا اشتباه از ناحيه شكارچي صورت نگرفته بلكه به لحاظ شرايط ويژه و تجمع جمعيت شكار در يك نقطه و يا اصابت يك تير به آنان دو حيوان زخمي يا كشته شده است در اين صورت فقط بهاي حيوانات شكار شده از شكارچي اخذ خواهد شد تشخيص اين امر بر عهده سازمان مي‌باشد.
تبصره: تشخيص اشتباه در تيراندازي با محيط‌بان راهنما مي‌باشد در صورت اختلاف نظر يا اعتراض شكارچي تصميم و نظر سازمان مركزي (اداره كل هماهنگي گارد، امور استان‌ها و مناطق) قطعي و ملاك عمل است.
ماده28- چنانچه ثابت شود تخلفات مذكور در موارد 23 و 24 به دستور يا راهنمايي محيط‌بان راهنما صورت گرفته است محيط‌بان راهنما برحسب مورد معاون يا شريك جرم شناخته شده و طبق مقررات مربوط با وي رفتار خواهد شد.
ماده29- زخمي نمودن حيوان حكم شكار آن‌را دارد و شكارچي حق استفاده مجدد از پروانه شكار را ندارد.
ماده30- شكارچيان مجاز نيستند براي شكار حيوان بزرگ در هر ماهرخ بيش از سه تير شليك نمايند مگر براي حيوان زخمي كه مجاز به شليك يك تير ديگر مي‌باشند.
ماده31- شكارچيان مجاز نيستند در هر منطقه در صورت عدم موفقيت در شكار بيش از يك منطقه از سه نقطه و يا سه ماهرخ تجاوز نخواهد كرد.
ماده32- شكارچيان مجاز نيستند در داخل مناطق و شكارگاه‌ها تحت هر عنوان غير از شكار مبادرت به تيراندازي نمايند در مواقعي كه ناچاراً تنظيم سلاح ضرورت داشته باشد با تأييد محيط‌بان راهنما و اطلاع سرپرست واحد مربوط در خارج از شكارگاه اجازه شليك حداكثر دو تير داده خواهد شد.
ماده33- همراهان شكارچي به هيچ عنوان اجازه تيراندازي و شكار ندارد.
ماده34- تيراندازي و شكار از داخل جاده اعم از عمومي و اختصاصي تا حريم پنجاه متري ممنوع است.
ماده35- تيراندازي و شكار از يك‌ساعت بعد از غروب آفتاب تا يك‌ساعت قبل از طلوع آفتاب ممنوع است.
ماده36- تيراندازي و شكار از داخل يا نزديك خودرو ممنوع است و شكارچي بايد هنگام تيراندازي حداقل پنجاه متر از خودرو فاصله داشته باشد.
ماده37- استفاده از طعمه براي شكار يا كمين كردن يا شكار از طريق جرگه ممنوع است.
ماده38- براي متقاضيان شكار چهارپا با تير و كمان در صورتيكه قدرت تير و كمان آنها بيش از 60پوند باشد مجاز مي‌باشد.
ماده29- اداره كل حفاظت محيط‌زيست استان ذيربط موظف است در پايان فصل شكار گزارش مشروح از برنامه شكار، اعم از تعداد پروانه‌هاي ويژه صادره و تعداد حيوانات شكار شده را به اداره كل هماهنگي گارد امور استان‌ها و مناطق و دفتر امور حيات‌وحش و آبزيان ارسال نمايند.

  محمد جعفر جوادي
سرپرست اداره كل هماهنگي گارد،
       امور استان‌ها و مناطق

 


«دستورالعمل صدور پروانه عادي شكار كل و قوچ (ويژه)
در مناطق آزاد در سال 1386»

ادارات كل حفاظت محيط زيست استان‌ها موظفند پس از ابلاغ سهميه شكار با رعايت مفاد اين دستورالعمل نسبت به صدور پروانه عادي شكار كل يا قوچ (ويژه) از تاريخ صدور لغايت آخر اسفند و رعايت بند 13 اين دستورالعمل جهت متقاضيان اقدام نمايند.
1- اداره كل محيط‌زيست استان پس از اطلاع‌رساني به‌نحو مقتضي مهلت معيني را جهت ارسال درخواست متقاضيان پروانه عادي شكار تعيين و نسبت به جمع‌آوري آن اقدام خواهد كرد.
2- در صورتي‌كه تعداد تقاضاي متقاضيان بيشتر از ظرفيت تعيين شده باشد نسبت به قرعه‌كشي درخواست‌هاي متقاضيان اقدام شود. در طول فصل مجاز براي هر متقاضي فقط يك فقره پروانه كل يا قوچ (ويژه) صادر خواهد شد. صدور پروانه بيش از يك فقره تخلف محسوب شده و با متخلف برابر مقررات رفتار خواهد شد.
3- اداره كل محيط‌زيست استان از متقاضياني كه به نام آنها پروانه شكار صادر شده است تعهد مبني بر شكار حيوان با سن حداقل براي قوچ و كل 7 سال اخذ نمايد. و در صورت شكار حيوان با سن كمتر برابر ضوابط و مقررات به عنوان متخلف با آنها برخورد گردد.
4- بهاء پروانه سيصد و ده هزار ريال مي‌باشد كه در ازاي ارائه فيش بانكي صادر خواهد شد.
5- شكارچيان جهت پروانه شخصاً مراجعه نمايند در صورت عدم مراجعه ذخيره نمودن پروانه براي افراد متقاضي به هر شكل و عنوان ممنوع است.
6- مدت اعتبار پروانه سه روز متوالي مي‌باشد (هنگام صدور بايد تاريخ شروع و پايان اعتبار پروانه با حروف در متن پروانه قيد گردد) ضمناً خاطر ‌نشان مي‌سازد كه به هيچ عنوان مدت تعيين شده در پروانه تمديد نخواهد شد و هرگونه قلم خوردگي از ناحيه دارنده پروانه در تاريخ و يا شكارگاه تعيين شده در حكم تخلف محسوب و پروانه صادره باطل خواهد شد.
7- در پروانه شكار فقط يك رأس كل يا قوچ (ويژه) ذكر گردد در صورتي‌كه شكارچي با پروانه شكار كل مبادرت به شكار قوچ (ويژه) و يا غير از گونه تعيين شده نمايد تخلف محسوب و برابر مقررات برخورد خواهد شد.
8- حدود اعتبار پروانه محدوده شكارگاه‌هايي است كه در متن پروانه قيد مي‌گردد.
9- صدور پروانه شكار صرفاً منوط به ارائه جواز اسلحه ‌گلوله‌زني صادره از (ساحفاجا- ساحفاسا و حفاناجا) و دفترچه شناسايي ويژه حمل سلاح  گلوله‌زني از طرف متقاضي مي‌باشد.
10- مشخصات پروانه صادره بايد در دفترچه شناسايي ويژه حمل سلاح گلوله‌زني ثبت گردد و عدم رعايت اين ماده تخلف اداري محسوب مي‌گردد.
11- استفاده از تفنگ‌هاي سرپر و هرگونه اسلحه گلوله‌زني كه كاليبر آن از شش ميليمتر يا 240 انگليسي كمتر باشد از جمله تفنگ‌هاي خفيف كاليبر 22 و همچنين به همراه داشتن و استفاده از تفنگ‌هاي ساچمه‌زني از قبيل كاليبر410-20-16-12 و سلاح‌هاي خودكار و نيمه خودكار و غيره و استعمال فشنگ ساچمه و چهار پاره و تك گلوله ساچمه‌زني براي كليه پستانداران بزرگ قابل شكار ممنوع است.
12- براي متقاضيان شكار چهارپا با تير و كمان در صورتي كه قدرت تير و كمان آنها بيش از 60 پوند باشد پس از دريافت دفترچه شناسايي ويژه حمل سلاح گلوله‌زني اقدام به صدور پروانه شكار گردد.
13- شروع فصل شكار از تاريخ صدور تا 25 آبان ماه و مجدداً از 165 آذر لغايت آخر اسفند ماه سال جاري مي‌باشد.
14- از اعزام هم زمان گروه‌هاي متعدد شكارچي در يك تاريخ به شكارگاه خودداري گردد.
15- صدور پروانه شكار كل يا قوچ (ويژه) براي اتباع خارجي (مقيم و غير مقيم) ممنوع بوده و در اين خصوص فقط از طريق سازمان مركزي (اداره كل هماهنگي گارد امور استان‌ها و مناطق) اقدام خواهد شد.
16- دارنده پروانه شكار مجاز است حداكثر دو نفر همراه غير مسلح در شكارگاه داشته باشد ضمناً در ظهر پروانه يا طي اطلاعيه به همراه پروانه به متقاضيان اعلام گردد كه از همراه داشتن اتباع بيگانه خودداري نمايند و در صورت عدم توجه به اين دستور مسئوليت و عواقب ناشي از اين امر به عهده شكارچي خواهد بود.
17- پروانه‌ها غير قابل انتقال بوده و ملصق به عكس متقاضي مي‌باشد لذا به منظور جلوگيري از استفاده غيرمجاز احتمالي از پروانه لازم است هنگام صدور پروانه مشخصات مندرج در جواز حمل سلاح و همچنين مشابهت متقاضي به ملصق به جواز مذكور و دفترچه شناسايي ويژه حمل سلاح گلوله‌زني دقيقاً تطبيق داده شود.
18- متقاضياني كه از سال 1382 از پروانه عادي يا ويژه استفاده كرده‌اند در سال‌جاري حق شركت در قرعه‌كشي را ندارند.
تبصره: متقاضياني كه به دليل شرايط جوي و شرايط خاص در شكارگاه حضور پيدا نكرده‌اند از ممنوعيت اين بند مستثني هستند.
19- هر متقاضي فقط مي‌تواند در يكي از استان‌هاي كشور از يك فقره پروانه براي گونه خاص استفاده نمايد و در صورت برنده شدن در قرعه‌كشي حق شركت در قرعه‌كشي ساير استان‌ها را ندارد.
20- از كل سهميه تعيين شده 50% براي شكارچيان بومي و 50% براي شكارچيان غير بومي در نظر گرفته شود.
21- در پايان فصل شكار آمار پروانه‌هاي صادره را به اداره كل هماهنگي گارد استان‌ها و مناطق و دفتر امور حيات‌وحش و آبزيان ارسال نمايند.      


    محمد جعفر جوادي
  سرپرست اداره كل هماهنگي گارد،
امور استان‌ها و مناطق

منبع: کانون شکار ایران.

نوشته شده توسط سپهر در 21:42 |  لینک ثابت   • 

86/08/18

معجزه آلمان ها؛ شكار كمتر، ارزآوري بيشتر.

حزب سبز آلمان مشهور است. در بسياري تصميم گيري هاي مهم مملكتي سبزها حضور پررنگ و نقش تعيين كننده اي دارند. براي همين در حفظ محيط زيست يك كشور پيشرفته و پيشگام به حساب مي آيد. شايد به همين دليل «جاناتان تورتلات» كارشناس و متخصص گردشگري آنها را صاحب بهترين گونه هاي شكاري مي داند. او معتقد است؛ كشورهاي موفق در حفاظت محيط زيست، شكارهاي بهتر و بيشتري در اختيار دارند. پرورش گونه هاي جانوري و حفاظت از آنها به ايشان امكان بهره برداري صنعتي را داده است. وقتي كشوري پروانه شكار صادر مي كند، يعني آن تعداد مجوز مربوط به تعداد مازاد گونه هاي شكاري است.
در ايران اما هرگز اين اتفاق نيفتاده است. با خوش بيني مي توان تصور كرد محيط زيست از آمار شكارها اطلاعي ندارد و با نگاهي كه تعداد پروانه هاي اين سازمان در طول فصل شكار نشان مي دهد و تاكيدي كه بر صحت آمار مي شود به بخش تلخ ماجرا يعني عدم حفاظت صحيح و علمي برمي خوريم. «افشين كريمي» مدير نظارت و بازرسي سازمان محيط زيست، گفت: «تشكل هاي غيرانتفاعي در آمارگيري به سازمان كمك مي كنند و تنها تشكلي كه در اين راستا سازمان را ياري مي دهد، جبهه سبز است. افراد اين تشكل بخشي از منطقه را به شكل تقريبي سرشماري مي كنند و آن بخش از مساحت منطقه مورد نظر را به تمام آن تعميم مي دهند. البته با در نظر گرفتن ضريب شكارها در مناطق سرشماري نشده است. اين روش كلاسيك و قديمي هر شنونده اي را ياد تاريخ باستان و حساب و كتاب چرتكه اي مي اندازد. وقتي اين خبر به ما تلنگر زد كه «آگوستينس فون پاپن» براي ديدار از طبيعت ايران و بررسي وضعيت باشگاه هاي تيراندازي و شكار، از آلمان به ايران آمده است به سراغش رفتيم.
آلمان ها سالانه ميليون ها دلار از صدور پروانه شكار به جيب مي زنند. براي مثال مي توان به شكار يك گونه در سال گذشته ميلادي اشاره كرد. سال 2006 آنها توانستند از فروش 600 هزار پروانه شكار گراز، مبلغي حدود يك ميليون و 800 هزار يورو به دست آورند. گونه هاي شكاري آلمان از لحاظ تنوع زيستي نسبت به ايران بسيار كمتر است.
ولي آنها توانسته اند از همين گونه هاي محدود چندين برابر صادرات غيرنفتي ايران را نصيب خود كنند.
روش نگهداري و حفاظت در آلمان جالب توجه است. مجوز اسلحه به شكل ايران صادر نمي شود. در ايران صرفا مسايل امنيتي در نظر گرفته مي شود ولي كشورهاي پيشرفته كه در صلح پايدار به سر مي برند خيالشان از اين بابت تا حد زيادي آسوده است. مردم آلمان براي دريافت پروانه حمل سلاح بايد در آزموني سخت قبول شوند كه تيراندازي ساده ترين بخش آن است.
«فون پاپن» مي گويد: «براي قبولي در اين آزمون حداقل يك سال زمان لازم است. كتاب هايي در باب حفاظت محيط زيست و حيات وحش، شناخت گياهان و درختان، روش هاي شكار، سربريدن و پوست كندن حيوان، رفتار با شكار، آشنايي با انواع سلاح و شناخت فصل هاي شكار بايد از مرز مطالعه گذشته و در آزمون پرسيده شود تا فرد موفق به اخذ پروانه حمل سلاح شود.»
شكارچياني كه قصد شكار دارند ابتدا 80 يورو پرداخت مي كنند و با پرداخت اين مبلغ مجوز رفتن به شكارگاه هاي متعدد كه حدود 70 درصد در اختيار دولت است را پبدا مي كنند. براي صيد هر شكار بسته به گونه و اندازه و محل شكار مبلغي متفاوت مي پردازند. به دليل پراكندگي گونه ها در ايالتهاي مختلف نرخ تغيير مي كند.
گراز از گونه هاي شكاري رايج و فراوان در دنياست. زاد آوري خوب اين حيوان به بقاي نسلش كمك شاياني مي كند. سال گذشته و جاري نرخ شكار گراز در آلمان 300 يورو اعلام شد. البته چون اين حيوان به شكل گروهي زندگي مي كند، زدن توله گراز يا سرگروه ماده شامل جريمه اي سنگين مي شود. دليلش به هم خوردن نظم گروه يا همان خانواده گرازهاست. پس از كشته شدن سرگروه، گرازهاي ديگر پراكنده مي شوند و زودتر از معمول با خطرات مواجه و از بين مي روند.» نكته جالب ديگري كه فون پاپن به آن اشاره مي كند حضور نماينده حزب سبز در كابينه است.  وزير كشور آلمان نماينده سبزها و از حاميان سرسخت محيط زيست است. ولي ساز و كار پرورش و تكثير و حفاظت از گونه ها سبب شده او به شكار 500 هزار مرغابي (تنها يك گونه پرنده) در سال هيچ انتقادي نداشته باشد.
در آلمان پروانه شكار تنها از طريق دولت صادر مي شود و معمولا گونه هاي شكاري اين كشور را گراز، گوزن، روباه، خرگوش و راسو تشكيل مي دهد. فون پاپن كه خود صاحب و مدير باشگاه هاي تيراندازي و كانون شكار در آلمان است مي گويد: «روش سنتي تله گذاري با مجوز و تنها براي روباه، خرگوش و راسو انجام مي شود. شكارچيان هر سال با پايان فصل شكار و بررسي وضعيت گونه ها طرح هاي حفاظتي براي نگهداري بهتر به دولت ارايه مي كنند كه پس از انجام مطالعه و تحقيق مورد تاييد و اجرا قرار مي گيرد.»

نوشته شده توسط سپهر در 21:8 |  لینک ثابت   • 

86/08/10

شكارچي در عرصه اخلاق.

نویسنده:اويس كساييان رییس کانون شکار تیراندازی و دوستداران طبیعت.

يك شكارچي پس از آن‌‌كه اصول شكار را فرا مي‌گيرد و مي‌آموزد چگونه مراحل مختلف شكار را طي كند و به‌طور ايمن و صحيح از اسلحه استفاده نمايد تازه بايد اصول اخلاقي شكار را بياموزد و مسووليت‌هاي ويژه اين كنش يا ورزش را در خود تعالي بخشد. هر كشوري براي خود اخلاقيات و آيين‌هاي ويژه‌اي دارد ولي بسياري از اصول اخلاقي شكار فراگير است و در واقع همين اصول اخلاقي است كه «شكارچي» را از «حيوان‌كش» و «شكارچي خوب» را از «شكارچي بد» متمايز مي‌سازد. همه شكارچيان بايد اصولي را بپذيرند، عواملي را سبب شوند و شخصيتي را كسب كنند كه آنان را به ‌«شكارچي خوب» بدل سازد. اين مجموعه را «اخلاق شكار» مي‌ناميم.

شكارچيان عزيز:
براي كسب عنوان شكارچي از تمامي اصول ايمني پيروي كنيد و اطرافيان خود را نيز مصرانه به‌اين كار واداريد. از قوانين شكار و محيط زيست تبعيت كنيد و شكارچيان ديگر را به‌اين مهم ترغيب كنيد. حداكثر تلاش خود را براي رسيدن به‌بهترين حد تيراندازي به‌كار بريد و براي اين كار تا مي‌توانيد تمرين كنيد، سعي كنيد مهارت‌هاي شكار را در همه زمينه‌ها (از طريق عضويت در كانون شكار، حضور در سمينارها، كلاس‌ها و ...) تا حد ممكن فرا گيريد، همين‌طور دانش تئوريك خود را (از طريق مطالعه فصلنامه شكار و نشست با شكارچيان قديمي) افزايش دهيد. همه اين‌ها براي اين هدف عالي است كه شكاري تميز، جوانمردانه و با رعايت همه اسلوب‌هاي لازم داشته باشيد. فراموش نكنيد: شخصيت هر شكارچي مساوي است با شخصيت همه شكارچيان. و اگر ناظري رفتاري نادرست از يك يا چند شكارچي ببيند آن را به‌تمام شكارچيان تعميم خواهد داد. پس به‌مسووليت بزرگي كه در قبال جامعه‌ شكارچيان داريد بيانديشيد.
به‌تلاش‌هاي عالمانه و درستي كه در راستاي حفاظت از محيط‌زيست و حيات‌وحش انجام مي‌شود بپيونديد و همه بكوشيم كاري كنيم تا فرزندان ما از شرايطي بهتر براي شكار برخوردار باشند. به‌نسل‌هاي آتي و امكاناتي كه بايد در اختيار داشته باشند فكر كنيد.
بسياري از مردم (دانسته يا نادانسته) مي‌كوشند شكارچيان را مردمي بي‌عار، بي‌مسووليت و خوش‌گذران (به‌مفهوم منفي آن) معرفي كنند. ما معتقديم شكارچيان نه‌تنها چنين نيستند بلكه برعكس مردمي به‌شدت مسوول‌اند و بيش از ديگران به‌ محيط‌زيست و حيات‌وحش خدمت مي‌كنند. اگر چنين است پس بايد در رفتارتان اين صفات را نشان دهيد. در طبيعت، چادر يك شكارچي و اطراف آن بايد به‌مراتب تميزتر از ديگران باشد. هرگز شكار خود را به‌نمايش غيرشكارچي‌ها نگذاريد. به‌جوانان، به‌فرزندان خود، راه و رسم رفتار درست و جوانمردانه در طبيعت را بياموزيد.

در ايران
يادتان باشد، شكارچي‌ها مسووليت بيشتري در حفظ محيط‌زيست در همه ابعاد آن، دارند. پدران ما، آنها كه شكارچي مسوول بوده‌اند كارهاي زيادي در راستاي حفاظت محيط‌زيست و حيات‌وحش انجام داده‌اند. كانون شكار در ابتدا توسط شكارچياني علاقه‌مند به‌حفاظت گونه‌ها به‌وجود آمد و بعدها تبديل به ‌سازمان حفاظت محيط‌زيست شد. امروز نيز سازمان حفاظت محيط‌زيست گام بزرگي برداشته و براي اولين بار بر آن است تا منطقه‌اي را به‌كانون شكار، تيراندازي و دوستداران طبيعت ايران واگذار كند. برهه حساسي است كه بايد به‌آن انديشيد. و با انديشه و عمل درست ثابت كرد كه اين جامعه قابليت كارهايي بس بزرگ را دارد و مي‌تواند در روند حفاظت نقشي شايسته ايفا كند.

در جهان
آمريكاي شمالي يكي از اصولي‌ترين سيستم‌هاي حفاظت محيط‌زيست را داراست. در اين منطقه بزرگ (شامل كشورهايي چون كانادا و آمريكا) حفاظت از محيط‌زيست و حيات‌وحش توسط بخش دولتي و خصوصي توامان انجام مي‌گيرد. اين سيستم دولتي و خصوصي بدين دليل كار مي‌كند كه شكار و شكارچي‌گري در اين كشورها از سابقه و پيشينه‌اي طولاني برخوردار است و شكارچيان و ماهيگيريان و ديگر طبيعت‌مردان داراي تشكل‌ها و رسانه‌هاي مكتوب و جز آن هستند. بدين ترتيب فرهنگ شكارچي‌گري با حفاظت توام شده و اين دسته به‌طرق مختلف براي حفاظت و كارهاي جانبي آن، چون تبليغات و امور فرهنگي و ... پول مي‌پردازند و هرگونه مساعدت ديگري را معمول مي‌دارند. از اين طريق، نسل بعد از نسل، عشق به‌طبيعت و حيات‌وحش منتقل شده و گسترش و تعالي يافته هم بدين سبب امروز كساني در بخش‌هاي مختلف حفاظت (از سطوح بالاي مديريتي تا امور عملي، تحقيقاتي، محيط‌باني و غيره) كار مي‌كنند كه با تمام وجود عاشق كار خويش‌اند. محيط‌بانان حفاظت قلب اين سيستم‌اند و اگر اين قلب عاشقانه بتپد بي‌شك ثمراتي شيرين به‌بار مي‌آورد. در كانادا اين سيستم به ‌بهترين وجه كار مي‌كند و امروزه بسياري از كشورها كه تازه به‌فكر نجات باقيمانده مناطق طبيعي خود افتاده‌اند مي‌كوشند از روش‌هاي معموله در اين سرزمين گرته‌برداري كنند.
هند و چين نمونه‌هايي ديگرند. اين كشورها نيز، با عنايت به‌جمعيت در حال انفجار و زيستگاه‌هاي شكننده‌اي كه دارند، راه‌كارهايي ديگرگون يافته‌اند. بقاي ببر بنگال، شير آسيايي، پانداي بزرگ و كوچك نمونه‌هايي از تلاش اين كشورها در حفاظت گونه‌هاست. در كشورهاي آمريكاي شمالي، اروپا، و ... گروه‌هاي مخالف صيد و شكار نيز فراوان و فعال‌اند و هر آن منتظرند تا كوچك‌ترين خللي در نحوه اداره امور مشاهده كنند تا آن را به‌شدت زير تازيانه انتقاد بگيرند. همين امر نيز سبب شده تا شكارچيان و ماهيگيران و ديگر ورزشكاران طبيعت‌گرا حداكثر تلاش خويش را براي نشان‌دادن سالم‌ترين و شايسته‌ترين شيوه زندگي و اداره طبيعت به‌كار برند. تئودور روزولت گفته است:
«در كشورهاي متمدن و با فرهنگ، حيوانات وحشي به‌كمك طبيعت‌مردان به‌زندگي ادامه مي‌دهند. مردماني كه با شكار به‌معني مطلق كلمه مخالفت مي‌كنند و طبيعت‌مردان را دشمن حيات‌وحش مي‌انگارند، از اين واقعيت بزرگ غافل‌اند كه شكارچي طبيعت‌مرد اصيل، با توجه به‌جميع جهات، مهم‌ترين عامل در حفظ بزرگترين و ارزشمندترين جانوران وحشي از نابودي كامل است.»

ماهرخ جوانمردانه
در اخلاق شكار به‌فراواني به‌واژه «جوانمردانه» برمي‌خوريم – واژه‌اي بس پرمعنا. ماهرخ جوانمردانه، يا تعقيب جوانمردانه، صرفاً به‌شكار بزرگ مربوط نمي‌شود در هر نوع صيد و شكاري رواست. شكارچيان واقعي، در شكار پرنده از هر نوع، جوندگان كوچك و هر شكار ديگري همان‌قدر دقت و جوانمردي روا مي‌دارند كه درباره شكارهاي بزرگ، تفاوتي هم نمي‌كند كه شكار و صيد با چه ابزاري انجام مي‌گيرد: تفنگ، كمان، چوب و چرخ، يا ...

قانوني يا اخلاقي
شكار يك تجربه عميق شخصي است و پر است از انتخاب‌هاي شخصي. مي‌توانيد در ذهن خود بسي از موارد را مجسم كنيد و تفاوت و تباين كامل بين آنچه قانوني و آنچه اخلاقي است را ببينيد. خيلي وقت‌ها عملي كاملاً قانوني در شكار انجام مي‌گيرد حال آنكه اين عمل كاملاً غيراخلاقي است. (البته عكس اين موضوع صادق نيست). همين دو سه سال پيش بود که یک شکرچی با اخذ مجوز وبسیار قانونی در همین اطراف تهران از کنار جاده اقدام به تیراندازی  به سوی شکاری کرد که داشت علف های ریخته شده توسط محیط بانان را میچرید و شکار تیری شد و... این شکارچی محترم به خود زحمت نداد اقلا" یکی دو روز را به جستن و تعقیب شکار بپردازد . از طبیعت و دیدار حیات وحش لذت ببرد وبعد سر فرصت اگر شکار مطلوب وتروفه قابل توجهی یافت اقدام به تیراندازی کند. کنش این شکارچی کاملا " قانونی بود اما ایا اخلاقی هم بود ؟ مشروعیت وقانون مبین مرزهای بیرونی است که درون ان انتخاب های اخلاقی صورت میگیرد. مثال پیشین که بسیاری از شکارچیهای تهران از ان اطلاع دارند و اتفاقا" تلفنهایی هم در این رابطه داشتیم به خوبی بازگو ینده این معناست. مثال دیگر: بسیاری از شکارچی ها از فاصله ۲۵۰ ـ ۳۰۰ متری به شکار تیر اندازی میکنند ولی ممکن است عمل بعضی از انها اخلاقی و کار گروهی دیگر غیر اخلاقی باشد . چرا ؟ اگر شکارچی دارای تفنگ . مهمات  ودوربین مناسب به اضافه تمرین کافی برای تیراندازی دقیق از این فاصله باشد و با اطمینان کامل از اینکه شکار در همان لحظات نخست خواهد مرد شلیک کندعمل او اخلاقی است. در غیر این صورت حتی از فاصله کمتر هم شلیک نامطمئن غیر اخلاقی خواهد بود. در هر دو مورد هم هیچ منع قانونی وجود ندارد. واصولا ما قانونی نداریم که حد اکثر مجاز برای تیراندازی را مشخص کند. غرض اینکه خیلی چیزها در شکار و مدیریت زیستگاه وجود دارد که قانونی است اما در شرایطی ممکن است غیر اخلاقی باشد. تشخیص شرایطی به استاندارد های اخلاقی شخص طبیعت مرد بستگی دارد . خوشبختانه این اخلاق چه جمعی چه فردی در فرهنگ وسنن ما ایرانی ها  به کمال وجود دارد و سر تاسر اذبیات ما پر است از درسهای بی مثال اینگونه اخلاقیات.

چه باید کرد ؟

امروز کشور ما در شرایط ویژهای است. با گذشت سالیان دراز از جنگ تحمیلی مسلیل زیست محیطی و حفاظت از میراث طبیعی به مرحله ای رسیده که بسیار مورد توجه مردم و مسوولان قرار گرفته . اکنون زمینه مساعدی برای فعالیت های گوناگون در عرصه های مختلف زیست محیطی فراهم است. جهان نیز وضع خاصی دارد و توجه به حیات وحش و طبیعت در سطح بین المللی از ابعادی بس گسترده برخوردار است. در این مجال فراخ فراهم فراهم امده نقش ما به عنوان طبیعت مرد وحامی محیط زیست چیست؟ بی تردید شرکت فعال و ایفای نقشی شایسته و در خور نام <<طبیعت مرد >> <<شکارچی >> <<ماهیگیر ورزشی>> و... امروز همه طبیعت مردان  باید میراثی راکه از سوی پدران ما تحت عنوان میراث طبیعی کشور دز اختیار ما گذارده شده پاس بداریم  و مسوولیت خود را انچنان که شایسته است بر دوش بکشیم. اگر ما به فکر حیات وحش بی نظیر و زیستگاههای ارزشمند کشور نباشیم چه کسی باید به این فکر باشد ؟ جامعه طبیعت مردان ایران  امروز میتواند نقشی بس بزرگ در عرصه حفاظت از میراث طبیعی ایفا کند. وهر حرکت مثبت هر قدر هم کوچک باشد موثر خواهد بود.

عضویت در کانون شکار و حمایت از نشریه شکار که در حال حاضر طیف وسیع جامعه شکارچیان و طبیعت مردان  را نمایندگی میکند میتواند نخستین گام باشد. معرفی کانون و مجله شکار به دیگران و ترغیب انان به شرکت فعال در عرصه های مختلف زیست محیطی گام ارزشمند دیگریست.

فراموش نکنیم چشم همگان به عملکرد این جامعه دوخته شده است وهمه میدانیم که نمیتوان فقط از دولت انتظار داشت.کار میراث طبیعی کشور به سامان نمیرسد مگر با همکاری و مشارکت فرد فرد شما.

نوشته شده توسط سپهر در 23:29 |  لینک ثابت   • 

86/08/07

رونق شكار با شاخهاي استثنايي آهوي اصفهان.

آهوان قمیشلو.

ايران به دليل حيات وحش و طبيعت زيبادر پنج كشور نخست جهان قرار دارد.به گمان برخي از گروههاي بين المللي شكار، ايران پس از آفريقا به دليل تنوع گونه هاي شكار مقام دوم اهميت را داراست.

تور شكار يا سافاري طي دو سال گذشته به رغم همه كاستي ها رشد قابل توجهي در كشور داشته است. در سال جاري تنها يكي از شركتهاي توريستي تا پايان فصل شكار پذيراي بيش از 30 شكارچي بين المللي است.
عضو هيات مديره كانون تيراندازي، شكار و حاميان طبيعت ايران در اين باره مي گويد: «ايران به دليل حيات وحش و طبيعت زيبا در پنج كشور نخست جهان قرار دارد.به گمان برخي از گروههاي بين المللي شكارايران پس از آفريقا به دليل تنوع گونه هاي شكار مقام دوم اهميت را داراست.»
كانون شكار در رابطه با كاستي هاي اين رشته از ورزش هاي توريسم، اعلام داشت: «بهره گيري از منابع خدادادي در راستاي بهبود وضع معيشت در روستاها و مناطق داراي قابليت هاي توريسم و سافاري نقش به سزايي دارد. در عين حال علاوه بر سازمان حفاظت محيط زيست وگردشگري، بخش خصوصي هم بايد ظرفيت خود را افزايش دهد.امروزه بايد به شيوه تخصصي و با افرادي متخصص جهت پذيرايي و تورگرداني براي اين نوع گردشگري عمل كرد، و اگر نتوانيم با شركت هاي صاحب نام در اين مقوله هم سو و هماهنگ شويم، تلاشهاي بخش خصوصي و دولتي در اين عرصه بي ثمر است. بايد توجه داشت كه خدمات و تبليغات در كنار هم سبب رشد پروژه شكار مي شود.»
سيد حسين موسوي، از شكار آهويي با شاخ هايي به طول 50 سانتي متر توسط يك شكارچي بين المللي در قميشلو (اصفهان) خبر داد و يادآور شد كه اين تروفه به همراه 4 تروفه ديگر با شاخ هايي به طول 48 تا 50 سانتي متر در سال گذشته شكار شد و امسال، تروفه هاي گراندپري (بالاتر از مدال طلا)، طلا، نقره و برنزمقام هاي اول تا پنجم را شامل مي شوند. اين حادثه در در 40 سال گذشته بي سابقه بوده است.
به دست آمدن پنج حد نصاب جهاني از يك منطقه در مدت دو سال علاوه بر بي سابقه بودن، نشان از حفاظت دقيق و قابل تقديري است كه طي سال هاي گذشته در قميشلو انجام گرفته است. ركورد آهو (گراندپري) پيش از آن مربوط به منطقه اشتهارد بوده است كه در سال 1346 با طول شاخ راست 44 سانتي متر و شاخ چپ 45 سانتي متر شكار شد.
علي اكبركاوه محيط بان منطقه قميشلو در سال1367 با 22 راس آهو كار را آغاز كرد و پس از 15 سال اين رقم را به 7 هزار راس رساند.!!!

نوشته شده توسط سپهر در 19:8 |  لینک ثابت   •