تبليغاتX
شکار در ایران

85/10/29

قلمرو پلنگ

Persian Leopard Saxicolor
 
نگاه در قلمرو پلنگ
بيژن فرهنگ دره شورى
نوشتن در مورد پلنگ كار بسيار مشكلى است، گاهى كسانى پلنگ را به سادگى توصيف مى كنند، ولى وصف پلنگ آنچنان كه هست تقريباً غيرممكن است. نوشتن و گفتن در مورد پلنگ مثل نوشتن و گفتن در مورد هنرمندان و بزرگان يك ملت هميشه نارسا و ناتوان است. براى مثال توصيف شاملو يا شجريان براى كسانى كه آنها را نمى شناسند و نديده اند، چگونه مى تواند حال و هواى حضور در محضر آنان را تداعى كند؟ به دليل زندگى طولانى در بيابان ها شانس آن را نداشته ام كه از محضر بزرگان فرهنگ ايران كسب فيض كنم. اگر چنين فرصتى پيش مى آمد با همه توان بينايى و شنوايى و همه توان درك و همه گيرنده هاى تن و روان نيازمند مى شدم. آن زمان كه انسان به همه توان احساس هاى خود نيازمند مى شود آن زمان را مى توان اوج زندگى دانست. رسيدن به قله هاى بلند، حضور بزرگان، قرار گرفتن در كنار عزيزان، ديدن آبشارهاى بزرگ و پديده هاى شگفت طبيعى لحظات اوج زندگى است. در چنين لحظاتى است كه ما تلاش مى كنيم هر چه بهتر ببينيم، ببوييم، لمس كنيم و همه را با جزئيات به خاطر بسپاريم. ديدن پلنگ در طبيعت يكى از اين داستان ها است. پلنگ را بايد در قلمرو خودش ديد. ديدن پلنگ در كتاب ها، مجله ها و يا ديدن پلنگ در قفس، زمين تا آسمان با ديدن پلنگ در كوه فرق مى كند. راه رفتن پلنگ مغرور كوه ها و جنگل ها چنان است كه گويى همه تن و بدنش فنر فشرده و لاستيك پيچيده است كه به يك اشاره مى تواند رها شود و هر چه مى خواهد در لحظه اى انجام دهد. در سراسر بدن پلنگ از نوك انگشت تا انتهاى دم يك ذره يك ميلى گرم چيز زائد و به درد نخور وجود ندارد و آنچه هست كامل ترين و زيباترين است. چشم و گوش و تن و بازوى پلنگ بسيار قوى بسيار دقيق و بسيار زيبا است. همه اعضاى بدن پلنگ كارشان را به بهترين شكل ممكن انجام مى دهند. اگر كسى پلنگى را در طبيعت ببيند بايد همه تن چشم شود خيره به دنبال بگردد. پلنگ ها هم همچون بزرگان طبيعت ما هستند، ملت ما به داشتن فردوسى، سعدى و حافظ افتخار مى كنند و حضور اين بزرگان در روح و روان ملت ما طى قرن هاى متمادى ما را زنده و سرافراز نگه داشته است. زيبايى هاى سرزمين مان را هم بايد عزيز و محترم نگه داريم. پديده هاى نادر طبيعى ميراث گرانبهايى است، در حد ميراث فرهنگى ملت ايران. ما بايد ارزش هاى طبيعت سرزمين مان را بشناسيم، ما بايد قدر ميراث فرهنگى و طبيعى سرزمين مان را بدانيم. ولى ما آن چيزى را مى دانيم كه به ما آموخته باشند. چه كسانى بايد آموزگاران ما باشند و چگونه بايد آموزش دهند؟
نوشته شده توسط سپهر در 16:43 |  لینک ثابت   • 

85/10/29

وضعيت جمعيتى پلنگ در ايران


 
بهرام كيابى، بيژن فرهنگ دره شورى، رمضان قائمى و مهران جهانشاهى
 
ترجمه كاوه فيض اللهى: پلنگ (panthera pardus) در ايران به خوبى شناخته شده و از پراكنش گسترده  اى برخوردار است. در ايران چندين مكان به نام پلنگ كوه وجود دارد (و غير از اين جاهايى با نام پلنگ آب، پلنگ آباد، پلنگان، پلنگ دره، پلنگ دژ، پلنگ كل، پلنگ لو و غيره وجود دارد كه در مجموع تعدادشان از ۵۰ بيشتر است _ م). رنگ بندى و جثه در پلنگ ايران بسيار متغير است: در جاهاى مختلف هم نمونه هاى سنگين وزن و رنگ پريده و هم نمونه هاى سبك وزن و تيره يافته مى شود. نوول (K.Nowell) و جسكون (P.Jackson) در سال ۱۹۹۶ در نشريه «گربه هاى وحشى» موسسه IUCN، پلنگ هاى قلمرو ايران را متعلق به سه زيرگونه دانسته اند: P.p.saxicolor، P.p.dathei و P.p.ciscaucasica اما همان طور كه ميتاپالا (S.Miththapala) در پايان نامه دكتراى خويش در سال ۱۹۹۲ تحت عنوان «تغييرات ژنتيكى و ريختى پلنگ» نوشته است، dathei نام معتبرى نيست و به نظر مى رسد ciscaucasica مترادف saxicolor باشد. از اين رو ظاهراً هم پلنگ هاى كوچك تر و تيره تر جنوب و هم پلنگ هاى بزرگ تر و روشن تر شمال بهتر است همگى تحت نام saxicolor آورده شوند. هدف نويسندگان اين مقاله جمع آورى اطلاعاتى درباره وضعيت پلنگ در ايران براى انجام برآوردى تقريبى از اندازه جمعيت و تعيين دلايل كاهش اين گونه در ايران است. يكى از ما (بهرام كيابى) براى كسب اطلاعاتى درباره فراوانى و پراكندگى پلنگ از سال ۱۳۵۵ تحقيقى را در ميان شكاربانان و شكارچيان سازمان دهى كرده است. اين مصاحبه ها عمدتاً توسط خود ما و نيز توسط برخى از دانشجويان كارشناسى و كارشناسى ارشد ما در سرتاسر اين سرزمين انجام شده است. نتايج مصاحبه ها را مى توان به عنوان «تخمين هاى مبتنى بر حدس»  (guestimate) در نظر گرفت كه حاصل تركيب تخمين هاى مستند و حدس هايى از اندازه جمعيت است و اغلب اندازه زيستگاه هاى بالقوه را نيز به حساب مى آورد. بيشتر مشاهدات ميدانى زمستان ها كه گربه هاى بزرگ در طول روز كاملاً فعالند و دنبال جفت مى گردند انجام شد. فراوانى و توزيع جمعيت نيز به كمك نقشه بردارى از مكان هاى دفع و ميزان تازگى مدفوع تعيين شد و هرگاه امكان داشت از نمونه هاى زنده و مرده عكس و اندازه  گرفته شد. مساحت كل گستره پراكندگى پلنگ ايران ۳۰۰/۸۸۵ كيلومتر مربع است. به عبارت ديگر پلنگ در ۵۰ درصد از كل خاك ايران زندگى مى كند. براساس داده هاى مقدماتى درباره فراوانى پلنگ در ايران، ۹ مكان اصلى يا مهم براى پلنگ وجود دارد كه بيشتر آنها در محدوده مناطق حفاظت شده قرار دارند. اين ۹ منطقه كه از نظر حضور پلنگ بهتر بررسى شده اند و در مجموع نزديك به ۳۳۰۰ كيلومتر مربع وسعت دارند عبارتند از پارك ملى تندوره (۱۲ تا ۱۸ پلنگ)، پارك ملى گلستان (۳۰ تا ۴۵)، چپرقويمه گنبد كاووس (۴ تا ۶)، صفى آباد و دوزين نزديك مينودشت (۵ تا ۱۰)، منطقه حفاظت شده جهان نما نزديك گرگان (۶ تا ۱۰)، رامسر (۵ تا ۱۰)، دارستان نزديك رودبار در استان گيلان (۱۰ تا ۱۵)، منطقه حفاظت شده دنا (۵ تا ۱۰) و پارك ملى بمو نزديك شيراز (۱۵ تا ۲۰). در اين مناطق در مجموع ۹۲ تا ۱۴۸ پلنگ وجود دارد. اندازه جمعيت پلنگ در ساير مناطق حفاظت شده كه در كل نزديك به ۶۸ هزار كيلومتر مربع وسعت دارند تقريباً ۲۱۰ تا ۳۶۰ پلنگ تخمين زده مى شود؛ در شمال مدار ۳۴ درجه شمالى (بالاتر از كرمانشاه، اراك، كاشان و فردوس _ م)، تعداد پلنگ ها ۱۴۰ تا ۲۴۰ عدد و در جنوب آن ۷۰ تا ۱۲۰ تخمين زده مى شود، در حالى كه در غرب نصف النهار ۵۶ درجه شرقى (تقريباً غير از خراسان، سيستان و بلوچستان و كرمان _ م) ۱۵۰ تا ۲۵۰ و در شرق آن ۶۰ تا ۱۱۰ پلنگ تخمين زده مى شود. در زيستگاه هاى بالقوه باقى مانده كه حدود ۸۱۴ هزار كيلومتر مربع وسعت دارند اندازه جمعيت ۲۵۰ تا ۳۵۰ تخمين زده مى شود؛ در شمال مدار ۳۴ درجه شمالى ۱۲۰ تا ۱۵۰ و در جنوب آن ۱۳۰ تا ۲۰۰ پلنگ در حالى كه در غرب نصف النهار ۵۶ درجه شرقى ۱۶۰ تا ۲۰۰ و در شرق آن ۹۰ تا ۱۵۰ پلنگ تخمين زده مى شود. به اين ترتيب عجالتاً مى توان گفت كه در ايران حدود ۵۵۰ تا ۸۵۰ پلنگ وجود دارد. اين رقم نه يك سرشمارى جمعيتى بلكه حدسى اوليه است. اين رقم البته جاى بحث دارد و هيچ توافقى درباره فراوانى و پراكندگى پلنگ در ميان جانورشناسان در اين كشور وجود ندارد (كه قابل درك است). پژوهش هاى عميق تر و تلاش براى انجام تحقيقى ملى با كمك افرادى آموزش ديده تر و باصلاحيت تر قطعاً ارقامى واقع بينانه تر و تصوير بهترى از وضعيت پلنگ در ايران به دست خواهد داد. به طور كلى اين تمايل همواره وجود دارد كه اندازه جمعيت بيش از حد ارزيابى شود. امروزه پلنگ از آنجا كه طعمه هاى طبيعى اش (عمدتاً سم داران وحشى) بسيار كمياب شده اند، ناچار شده قلمروهاى بزرگى را اشغال كند. در نتيجه ممكن است يك پلنگ در جاهاى مختلف و بنابراين چندين بار گزارش شود. برآورد تقريبى جمعيت كنونى پلنگ ايران در خارج از ۹ منطقه اى كه بهتر بررسى شده اند، از طريق اطلاعات تاييد نشده افراد محلى، كارهاى محدود در طبيعت و عكس هاى ردپا (عموماً با كيفيت ضعيف) انجام شده است. مهمترين موانع بر سر راه تحقيقات در محيط طبيعى عبارتند از ناهموارى زمين، محيط خشن، گستردگى زيستگاه بالقوه، فقدان امكانات لازم و محدوديت وقت. اين برآوردها همان طور كه گفته شد، براساس مدار ۳۴ درجه شمالى و نصف النهار ۵۶ درجه شرقى به دو گروه تقسيم شدند. تقريباً قطعى است كه پلنگ در شمال فراوان تر از جنوب و در غرب فراوان تر از شرق است. به عبارت ديگر بيشتر پلنگ هاى ايران در شمال و شمال غربى كشور زندگى مى كنند. نقش و نگار بدن (خال ها و گل بته ها) نمونه هاى شمال و جنوب كاملاً مشابه يكديگرند. يافته هاى ما، اظهارات دكتر اسماعيل اعتماد (۱۳۶۴) در جلد دوم كتاب «پستانداران ايران» را تاييد مى كند كه هيچ تفاوت جغرافيايى كه يك جدايى تاكسونوميك را توجيه كند، وجود ندارد.
بزرگترين جمجمه و نيز بزرگترين نمونه ها از نظر وزن بدن همان طور كه آقايان هدايت الله تاجبخش و سيروس جمالى در كتاب «نخجيران» (۱۳۷۴) نيز آورده اند، متعلق به پارك ملى گلستان است. طول اين جمجمه ۲۸۸ ميلى متر و پهناى آن ۱۸۱ ميلى متر است. در حال حاضر تهديدهاى متعددى وجود دارند كه مى توانند به جمعيت هاى پلنگ ايرانى آسيب وارد كنند. از جمله اين تهديدها عبارتند از كشتار تصادفى و عمدى و از بين رفتن زيستگاه. هنوز پلنگ به اتهام حمله به حيوانات اهلى به تعداد زياد كشته مى شود. با اين حال از آنجا كه پلنگ در ايران حفاظت شده است، احتمالاً به دست آوردن اطلاعات قابل اعتماد درباره ميزان كشتار مستقيم آن دشوار است. در پايان از كمك هاى آقاى صفر پورعلى دارستانى در تهيه اطلاعات درباره پلنگ در دارستان رودبار تشكر مى كنيم
نوشته شده توسط سپهر در 16:37 |  لینک ثابت   • 

85/10/24

مرامنامه انجمن حمايت از حيوانات

 

      مرامنامه انجمن حمايت از حيوانات    

 

   ممانعت از جور و ستم به حيوانات و جلب توجه عامه نسبت به حقوق حيوانات.

   توسعه معلومات و تشويق افراد به كمك تعليمات انساني وشرافتمندانه در باره حقوق حيوانات، ايجاد مسئوليت فردي در قبال حيوانات در جهت تخفيف در آلام آنها تا حد امكان.

   تلاش و همفكري در جهت تهيه و تدوين مقررات جديد منطبق با اوضاع اجتماعي روز، براي تصويب در مراجع ذي صلاح به منظور تامين رفاه كليه حيوانات.

   اقدام در جهت تامين آسايش، بهداشت، غذا، آب و جاي كافي براي حيوانات.

   نظارت بر نحوه استفاده از حيوانات به منظور پيشرفت علم، مسابقات و سرگرمي، شكار و تربيت، كشاورزي، توليد مثل، دامپزشكي، حمل و نقل و ... به شكلي كه رفاه حال آنها در نظر گرفته شود.

   امداد رساني به حيوانات در سوانح و حوادث پيش بيني نشده و فراهم نمودن امكانات تغذيه، نگهداري و معالجه آنان تا ايجاد وضع عادي.

   جلوگيري از تخريب زيستگاهها و انقراض گونه‌هاي جانوري.

   جمع آوري و ساماندهي حيوانات ولگرد بدن صاحب.

   مبارزه با شكار بي‌رويه، قاچاق فروش غير مجاز حيوانات.

   جد و جهد مداوم براي ترويج مقاصد و مرام انجمن.

نوشته شده توسط سپهر در 17:21 |  لینک ثابت   • 

85/10/21

تمام حيات وحش ايران



     كتاب «مجموعه حيات وحش ايران» به زبان انگليسي منتشر شد اما پس از حدود يك سال از انتشار آن تقريباً هيچ انعكاسي در مطبوعات و رسانه هاي كشور نداشت.
    اين در حالي است كه بسياري از سايت هاي انگليسي زبان و البته مشتاق طبيعت ايران ضمن معرفي اين كتاب، آن را اثري منحصر به فرد تلقي كردند.
    بي خبري از انتشار چنين اثري، بي گمان براي دوستداران و اهل دانش علوم طبيعي به مثابه زياني تأسف برانگيز خواهد بود.
    كتاب «مجموعه حيات وحش ايران» را اسكندر فيروز به رشته تحرير درآورده و انتشارات اي.بي. تاريس آن را در سال ۲۰۰۵ ميلادي منتشر كرده است.
    نويسنده پيش از اين در سال ۱۳۷۸ كتاب «حيات وحش ايران، مهره داران» را در اختيار علاقه مندان علوم طبيعي (به ويژه محيط زيست و جانورشناسي) نهاده بود؛ كتابي كه توسط نشر دانشگاهي منتشر شد و نخستين جايزه مهرگان كتاب را با عنوان «علم براي همه» به خود اختصاص داد.
    كتاب اخير در زمان خود يگانه مجموعه مرتبط با حيات وحش مهره دار ايران بود و البته به زبان فارسي هنوز هم اين ويژگي و يگانگي را يدك مي كشد اما نسخه انگليسي، گوي سبقت را از آن ربوده است.
    به عبارت ديگر نسخه انگليسي به روز شده اثر فارسي است و داراي اطلاعاتي است كه در زمان چاپ اثر به زبان فارسي يا در دسترس و يا قابل اعتماد نبودند. به عنوان مثال در نسخه فارسي- كه ۶ سال پيش از اثر انگليسي چاپ شده- تعداد پرندگان ايران ۵۰۴ گونه ذكر شده حال آن كه در اثر اخير اين تعداد به ۵۱۴ گونه افزايش يافته است.
    همچنين در كتاب انگليسي به راكون، خرگوش اروپايي و تعدادي جانور ديگر به عنوان جانوران موجود و شناسايي شده در ايران اشاره شده است كه در نسخه فارسي اثري از آنها نيست.
    كتاب «مجموعه حيات وحش ايران» در ۵ بخش به معرفي پستانداران، پرندگان، خزندگان، دوزيستان و ماهي ها مي پردازد كه شرح به نسبت مختصر و البته مفيدي از هر خانواده ارائه مي كند و دست كم از هر خانواده يك عكس يا طرح در متن كتاب گنجانده شده است.
    مشخص شدن پراكندگي هريك از گونه ها به تفكيك استان نيز جزو اطلاعات بسيار ارزشمند اين كتاب به شمار مي رود، به علاوه اگر هريك از گونه ها در فهرست سرخ اتحاديه جهاني حفاظت (IUCN) به عنوان جانوران در معرض تهديد شناخته شده در اين اثر نيز به آن اشاره شده است.
    پيش از اين ۵ بخش كه در واقع شالوده اصلي كتاب است، در بخشي كه مقدمه ناميده شده اطلاعات جامع و مفيدي از وضعيت طبيعت ايران و اكوسيستم هاي آن پيش روي خواننده قرار مي گيرد.
    در اين مقدمه، به اختصار سابقه جانورشناسي و دانشمندان علوم طبيعي در ايران، حيات وحش ايران در گذشته و حال، شكارچيان پرآوازه ساليان دور، حفاظت و حراست از طبيعت، شبكه مناطق حفاظت شده، كنوانسيون رامسر و موافقتنامه ايران و شوروي سابق در خصوص حفاظت محيط زيست درياي خزر و اطلاعات مختصري از پوشش گياهي، وضعيت اقليمي ايران و ... در اختيار خوانندگان قرار گرفته است. در نهايت نمي توان به چاپ زيباي اثر اشاره نكرد.
    ديدن اين كتاب هر فرد ايراني و كتاب دوستي را به حسرت وامي دارد كه چرا چنين كتابهايي با چنين كيفيتي در ايران به زيور طبع آراسته نمي شود و مهمتر آن كه چرا كتابهايي كه درباره طبيعت و محيط زيست كشور است جايگاهي در پيشخوان كتابفروشي ها ندارند در حالي كه به نظر مي رسد ما آخرين نسلي هستيم كه از اين زيبايي ها و ثروت الهي بهره مند شده است.
نوشته شده توسط سپهر در 19:5 |  لینک ثابت   • 

85/10/19

سلاح هاي بيهوش كننده براي رويارويي با شكارچيان متخلف

اهو

   - در حالي كه ظرف كمتر از ۲ ماه ۲ محيط بان در رويارويي با شكارچيان متخلف جان باخته اند، مديركل نظارت و بازرسي سازمان حفاظت محيط زيست از رايزني و بررسي براي خريد ۲۰۰ سلاح بيهوش كننده به منظور مقابله با شكارچيان متخلف خبر داد.
    مهندس اسماعيل رمضاني گفته است: سازمان حفاظت محيط زيست در حال پيگيري دريافت مجوز براي خريد سلاح هاي بيهوشي است. سلاح هايي كه مشكل خاصي ندارد و در صورت ورود به فرآيند حفاظت از محيط زيست مي تواند كمكي مؤثر براي محيط بانان باشد، چرا كه اين سلاح ها باعث بيهوشي فرد متخلف مي شود و آسيبي به فرد نمي رساند.
    به اعتقاد مدير كل نظارت و بازرسي سازمان حفاظت محيط زيست، تجهيزات محيط بانان بايد به گونه اي باشد تا آنان با اطمينان خاطر بيشتر بتوانند با متخلفان روبه رو شوند، چرا كه مشكل اصلي محيط بانان ترس ناشي از كشته شدن متخلفان و عواقب ناشي از آن است.
    اين در حالي است كه مديركل دفتر حقوقي و امور مجلس سازمان حفاظت محيط زيست با اعلام اينكه به زودي از هواپيماهاي فوق سبك براي ياري رساندن به محيط بانان استفاده مي شود، تصريح كرد با استفاده از اين هواپيماها كنترل و نظارت بيشتري بر مناطق تحت حفاظت اعمال خواهد شد، ضمن آنكه تلاش مي شود تجهيزات مناسب تري براي مقابله با متخلفان فراهم شود.
    براساس آمار نزديك به ۵۰۰ هزار اسلحه مجاز و به همين تعداد سلاح غيرمجاز وجود دارد. اين درحالي است كه براي حفاظت از مناطق حفاظت شده (كه۵/۷ درصد مساحت كل كشور را تشكيل مي دهد) كمتر از ۳ هزار محيط بان مشغول فعاليتند، محيط باناني كه از كمترين تجهيزات براي رويارويي با شكارچيان متخلف بي بهره اند به طوري كه حتي براي آنها جليقه ضدگلوله هم تهيه نشده و سلاح ها و تجهيزاتي كه در اختيار دارند در مقايسه با اسلحه و تجهيزات شكارچيان ابتدايي و از رده خارج است.

نوشته شده توسط سپهر در 20:28 |  لینک ثابت   • 

85/10/08

يوزپلنگ را نجات داده ایم

میاندشت

آذر ماه 1385:

مشاهده 10 قلاده يوزپلنگ آسيايي در منطقه شكار ممنوع آريز بافق

در تاريخ 11/9/85 مقارن با ساعت 4 بعد از ظهر تعداد 10 قلاده يوزپلنگ آسيايي در منطقه كلوت سربنه واقع در منطقه شكار ممنوع آريز زريگان بافق در فاصله 100 متري مشاهده شدند. رويت يوزها به مدت بيست دقيقه ادامه داشته است كه بر روي تپه اي در كمال آرامش ايستاده بودند.

 

آبان ماه 1385:

مشاهده 2 قلاده يوزپلنگ آسيايي در پارك ملي توران

بر اساس گزارش واصله از پارك ملي توران در مورخ 25/8/85 آقاي عجمي رئيس منطقه به همراه16 نفر گروه اعزامي از انجمن اكوتور ايران و بوم پژوهان به سرپرستي آقاي شهاب چراغي در نزديكي دهانه ماجراد موفق به رويت دو قلاده يوزپلنگ آسيايي از فاصله 150 متري شدند كه يك قلاده به آرامي دور شده و يك قلاده به مدت 3 ساعت در معرض ديد قرار داشته است. گروه مذكور موفق به تهيه فيلم و عكس از يوزپلنگ آسيايي شده اند. شايان ذكر است چنين مدت زمان مشاهده از يك قلاده يوزپلنگ در كشورمان بي سابقه بوده است.

 

نوشته شده توسط سپهر در 17:16 |  لینک ثابت   • 

85/10/07

آخرين نفس های پارک ملی خجير (دی 1385)

آخرين نفس های پارک ملی خجير (دی 1385)

بيش از دو سال است که انجمن يوزپلنگ ايرانی درحال مطالعه روی گوشتخواران بزرگ جثه در پارک ملی خجير در شرق تهران بوده و در اين مدت، تصاوير مستندی از زندگی و رفتار اين جانوران به خصوص کفتار راه راه کسب نموده است. آخرين تصوير متعلق به شهريور ماه 1385 می باشد که کفتار بالغی حين تغذيه از لاشه يک گراز به دام دوربينهای تله ای افتاد. متأسفانه اخبار خوبی از اين منطقه که باسابقه ترين منطقه حفاظت شده دنيا به شمار می رود، به گوش نمی رسد و ظاهرا به غير از خطوط انتقال گازی که از پارک ملی سرخه حصار می گذرد، قرار شده تا انتهای بزرگراه بابايی نيز از قلب پارک ملی خجير بگذرد. از همين رو، انجمن يوزپلنگ ايرانی بيانيه ای را بدين شرح صادر نموده است:

 

بزرگراه ميان گذر پارک ملي خجير، زخمي ديگر بر پيکر قديمي ترين منطقه حفاظت شده دنيا!

آري يا خير؟

انجمن يوزپلنگ ايراني در آستانه روز ملي تنوع زيستي (هشتم دي ماه) ضمن درخواست توجه بيشتر اذهان عمومي به تنوع زيستي سرزمين و اهميت شناخت و حفظ آن خواستار برخورد هوشيارانه تر سازمان محيط زيست به عنوان متولي محيط زيست سرزمين در خصوص عبور جاده ها از مناطق حفاظت شده است؛ به ويژه شايعه عبور بزرگراه از قلب پارک ملي خجير!

اين تشکل زيست محيطي با اعلام مشاهدات تلفات حيات وحش پارک ملي خجير به علت حوادث رانندگي پس از احداث جاده اختصاصي فعلي اعم از کفتار، روباه، گراز، قوچ و ميش و ... از سال 1380 عنوان مي دارد، تحقيقات حاکي از تردد حيات وحش از جاده مذکور در اين منطقه مي باشد، که پر واضح خواهد بود پس از تعريض و احداث بزرگراه و امکان تردد خودروها در شب علاوه بر تثبيت دو تکه شدن زيستگاه و به هم خوردن تعادل زيستي منطقه، آمار تلفات جاده اي حيات وحش نيز به شدت افزايش خواهد يافت. اين در حالي است که منطبق با قوانين، عبور هر گونه جاده از پارک هاي ملي ممنوع بوده و عبور جاده نقض آشکار قوانين زيست محيطي خواهد بود.

نمونه هايی از جانوران کشته شده در اثر تصادف با خودروها در جاده پارچين واقع در پارک ملی خجير

 

انجمن يوزپلنگ ايراني مي افزايد، پارک ملي خجير به عنوان قديمي ترين منطقه حفاظت شده دنيا (از سال 1174 هجري شمسي تاکنون) و وسعت 11570 هکتار و وجود صدها گونه گياهي و جانوري (تاکنون 740 گونه) منحصر به فرد درست در حاشيه پايتخت از ويژگي هاي منحصر به فرد طبيعي و گردشگري برخوردار مي باشد که بي توجهي به اين امر علاوه بر وارد آوردن لطمات جبران ناپذير به منطقه مذکور، کليه برنامه هاي آتي با نگرش توسعه پايدار و اقتصادي را عملا غير ممکن خواهد ساخت.

شنيده ها حاکي از مصمم بودن در عبور دادن بزرگراه از انتهاي شرقي بزرگراه شهيد بابايي و درست از قلب منطقه پارک ملي خجير است که در انتها با توجه به احداث سد خاکي ماملو (که خود جاي بحث و سوال فراوان دارد!؟) با انحراف احتمالي از مسير فعلي، به دنبال سهل الوصول نمودن تردد از تهران به ورامين خواهد بود.

انجمن يوزپلنگ ايراني به صورت جدی خواستار بررسي موضوع از سوي سازمان حفاظت محيط زيست و برخورد هوشيارانه و مسئولانه با عبور جاده و هرگونه مستحدثات از پارک ملي مي باشد، و عنوان مي دارد، احداث جاده تنها وجه ساده امر بوده و به دنبال خود پيامدهاي توسعه اي  ديگر نظير زمين خواري، شهرک سازي و غيره  در پارک ملي خجير را نيز دامن خواهد زد. لذا انتظار مي رود ضمن شفاف سازي موضوع از هر گونه دخل و تصرف ديگر در منطقه خودداري به عمل آيد.

در خاتمه، انجمن حساسيت و واکنش ساير دغدغه مندان به محيط زيست و تشکل هاي زيست محيطي را نيز خواستار گرديده و اميدوار است آنچه از طبيعت و حيات براي ما به ارث و به امانت نهاده شده است را به گونه اي پاس بداريم که در مقابل نسل هاي آينده شرمسار نباشيم؛ چه، هم اينک نيز فرزندان سرزمين گونه هاي بي شماري از موجودات و مخلوقات خداوند را تنها در تصاوير کتاب ها خواهند يافت.

 

نوشته شده توسط سپهر در 17:40 |  لینک ثابت   •