تبليغاتX
شکار در ایران

85/08/23

شکار در ایران

رکورد قوچ اوریال
با نزدیك شدن پاییز، فصل شكار، وسوسه تفنگ دست گرفتن و دل به كوه و دشت زدن به جان خیلی ها می افتد. شكارچی محلی كه برای خوشایند میهمانش شكار می كند تا شكارچی بین المللی كه حاضر به پرداخت هزینه های چند هزار دلاری است برای نشانه رفتن ركوردی جدید، چشم به ستیغ صبحگاهی خط افق كوهستان دارند. شكار از كشف های دیرین بشر است كه علاوه بر تغذیه منش های زیادی را به او آموخت. پس از آنكه بشر كشاورزی را اختراع كرد، شكار رفته رفته به تفریح و تفرج تبدیل شد. بهرام گور پادشاه ساسانی ایران نمونه بارز این تفرج به شمار می رود. او در این ورزش تبحر زیادی داشت. او گورها را با كمند می گرفت، داغ روی كپل هاشان می زد و در گله و دشت رهایشان می كرد. قصد او اثبات توانایی اش در رویارویی با غریزه طبیعت بود. شكار ورزش پرهزینه ای است. از این رو هر كسی قادر به انجام این ورزش نیست مگر آنكه چیزی به نام دغدغه مالی نداشته باشد. در مقابل شكارچیان ورزشكار، شكاركش هایی در كوه و دشت پیدا می شوند كه بدون هیچ قصد رقابتی با دیگری، تنها به خاطر چند كیلو گوشت و یك دست كله پاچه، قوچ یا میش، شكارهای زبان بسته را نشانه می روند و روح طبیعت را مانند امروز پرزخمه می كنند. شكار ورزشی كه «تروفه» نام دارد و در دنیا دوستداران بی شمار تنها به گونه هایی خاص با شرایط ویژه اطلاق می شود. نر بودن حیوان و كهولت سنی كه توان زادآوری اش را زایل كرده باشد، نخستین شرط لازم است. جثه و اندامش در گله از بقیه بزرگ تر و شاخ هایش از منظر زیبایی شناسی فاصله، نوع پیچ، اندازه، قطر شاخصه هایی داشته باشد. فرم جمجمه به لحاظ بزرگی نیز برتری شكار و امتیاز دیگری به شمار می رود. گونه های شكاری موجود طبیعت امروز ایران طی دو سه دهه اخیر تقلیل یافته و برخی مناطق نظیر كوهستان «پازن» در خوزستان عاری از رد پای «پازن های» چند سال پیش شده است.پاییز كه از راه می رسد، خونی تازه به رگ شكارچیان ورزشكار می دود كه این روزها اغلب، تفنگ آویخته و دوربین برداشته اند. پاییز فصل جفت گیری گوسفندهای شكاری ایران است. حیواناتی كه فلات ایران در دامان خود پرورده و مشتاقان زیادی حتی برای تماشا دارند. در خلال جفت گیری، نرهای مسن به رغم تجربه و مقدار هوشی كه سبب گریز از بوی شكارچی می شود، قدرت زادآوری شان را از دست داده اند. قوچ های قلدر با شاخ های پیچیده و پاهای قوی از نزدیك شدن نرهای جوان به میش ها ممانعت و فرصت زادآوری گله را از جوان ها دریغ می كنند. نشانه رفتن این گونه نرها كه متاسفانه كاهش چشمگیری داشته اند، گونه ای هرس طبیعت تلقی می شود. قوچ های جذاب ایرانی بیشترین تنوع را بین گوسفندهای وحشی دنیا دارند. نژادهای اوریال، ارمنی، البرزی، كرمان، لارستان و كل همدان، كویر مركزی و آذربایجان علاوه بر آهوی پركرشمه زنجان و اصفهان منطقه حفاظت شده قمیشلو بخشی از تنوع گونه های شكاری ایران است. منطقه حفاظت شده قمیشلو كه مدیریتش به ورزش شكار اهمیت می داد، در حال حاضر جزء بهترین مناطق ایران به حساب می آید. طی دو فصل گذشته شكار شش ماهه دوم سال این منطقه سه آهوی تروفه كه مدال جهانی برده اند، تحویل شكارچی های ورزشكار كرده است.
زوال گونه های شكاری
جاده سازی های بی رویه و بدون توجیه اقتصادی، گسترش شهرها و دست اندازی های دیگر انسان به طبیعت موجب تخریب زیستگاه های زیادی شده كه نتیجه ای جز سردرگمی حیات وحش برای جست وجو و استقرار در محل دیگری، چیزی در برنداشته است. با كوچ گونه ها، اكوسیستم منطقه مختل شده و از سوی دیگر چارپایان شكاری در معرض اسارت یا كشتار قرار می گیرند. آنچنان كه «هوشنگ ضیایی» مدیر پروژه بین المللی یوزپلنگ آسیایی می گوید: «وضعیت حیات وحش كشور بسیار اسفناك است. در برخی مناطق دیگر رد پای چارپایان هم دیده نمی شود چه برسد به گونه نر مسن كه نام تروفه داشته باشد.» «سیدحسن موسوی» عضو هیات رئیسه فدراسیون تیراندازی نیز در تایید ضیایی می گوید: «باید تفنگ ها را به باشگاه های تیراندازی هدایت كنیم تا وسوسه نشانه رفتن و به هدف زدن ارضا شود.» او شكارگری را از ویژگی های ذاتی انسان می داند: «سركوب كردن، پاك كردن صورت مسئله است. در حالی كه حدود پانصد هزار نفر در ایران مجوز حمل و نگهداری سلاح شكاری دارند، كمبود باشگاه های تیراندازی یك مشكل اساسی به حساب می آید.» او مدیریت محیط زیست را به لحاظ ساختار قانونی برای ترویج شكار ناقص معرفی می كند: «سازمان محیط زیست تنها اجازه تصدی گری دارد. این سازمان مجال برنامه ریزی و پویش راه نوین ندارد. پرسنل و تجهیزاتش نسبت به گستردگی كشور بسیار اندك است.» در حالی كه مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست و كارشناسان این عرصه تجهیزات و منابع مالی این سازمان را دچار نقصان معرفی می كنند، عده ای، سال ها است برای بقای ورزش مورد علاقه و اغلب موروثی خود، درخواست مشاركت دارند. این دسته از شكارچی ها كه كوه ها و صخره های كشورهای زیادی را از زیر پاشنه پوتین در كرده اند، شیفته شكارند و حد و مرز جغرافیایی را باور ندارند. آنها دوست دارند در دنیای ورزشی دارای ركورد جهانی باشند. مقدار هزینه های پرداختی چندان مهم نمی نماید. اگر تروفه ای در حد ركورد جهانی باشد، به قیمتش می ارزد. از این رو این عده پیش از هر چیز به حفاظت گونه های شكاری می اندیشند. آنقدر زمان بگذرد تا قوچ و كل های سه چهارساله تروفه های زیبا و بی نظیر شوند.«خیرالله ابوحمزه» مدیرعامل كانون شكار ایران كه سال ها معاونت نظارت و بازرسی را عهده دار بوده درباره حمایت شكارچی های ورزشكار از گونه های شكاری می گوید: «بزرگترین كمك های مالی به محیط زیست را شكارچی ها داشته اند.» تد ترنر صاحب شبكه خبری CNN در اقدامی زیست محیطی تمام اموالش را وقف حمایت از حیات وحش كرد. طی دو سه سال اخیر شكارچی های داخلی برای علوفه رسانی و دانه ریزی در زمستان كمك های شایانی داشتند. بی اغراق گارد اجرایی سازمان محیط زیست تجهیزات و توان پرسنلی حفاظت را ندارد. بودجه این سازمان كفاف آموزش های همگانی را نمی دهد چه برسد به حفاظت دقیق. البته در سایر كشورهای دنیا تشكل های غیردولتی و گرو ه های مردمی از محیط زیست حمایت می كنند. چیزی كه بوروكراسی پیچیده در ایران آن را كند كرده است.» «سیدخلاق میرنیا» معاون حقوقی و پارلمانی سازمان محیط زیست با تایید كمبودهای منابع مالی می گوید: «راه های مختلفی را بررسی كردیم. هدف نخست ما ترویج اكوتوریسم است. با این شیوه ضمن حمایت مردم در حفاظت، طبیعت جذاب و زیبای كشورمان نیز مورد بهره برداری معقول و بدون آسیب قرار می گیرد.»
20 ابان 1380 شهباز(شازند)
آغاز یك مفاهمه
قیمت پروانه شكار برای گوسفندهای وحشی ایران پنج هزار دلار است. اگر شكارچی ایرانی باشد و در قرعه كشی برنده شود، قیمت ۲۳۲ هزار تومان را می پردازد. این در حالی است كه تعداد پروانه های فروشی ایران به ۱۰۰ فقره نمی رسد. اما كشورهایی نظیر آلمان، كانادا، سوئد، كنیا، تانزانیا، سودان، سومالی، لهستانی و رومانی درآمد قابل توجهی از فروش پروانه شكار به دست می آورند. نگاهی اجمالی به آمار و ارقام حكایت از وضع مطلوب محیط زیست این كشورها دارد. آلمانی ها سالانه بالغ بر دو هزار پروانه گراز صادر می كنند. سوئدی ها از گوزن كاریبو سالانه میلیاردها یورو درآمد دارند. آفریقایی ها علاوه بر شكار با حفاظت مطلوب از حیات وحش تورهای تماشای حیوانات برگزار می كنند و عمده درآمد كشورشان را از این راه به دست می آورند. گره كور این ماجرا در تعریف وظایف مدیریتی است كه با فرمان مقام معظم رهبری درباره بند «ج» ماده ۴۴ قانون اساسی به زودی حل خواهد شد. طی چند سال گذشته بخش خصوصی و كارشناسان محیط زیست پیشنهادهایی به سازمان محیط زیست ارائه كردند كه در نهایت به عقد تفاهم نامه ای بین سازمان محیط زیست و سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی انجامید.براساس این تفاهم نامه بهره برداری در عرصه های طبیعی برای طبیعت گردی یا ورزش های طبیعی با مدیریت سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و نظارت سازمان حفاظت از محیط زیست انجام می شود. «كامبیز بابایی» دبیر كمیته راهبردی توریسم ورزشی درباره راه های توسعه توریسم ورزشی با حفظ چرخه اكوسیستم می گوید: «براساس این تفاهم نامه طرح های پیشنهادی مورد بررسی قرار می گیرد. اگر از قوانین صریح درباره حفاظت و اصول بهره برداری نظیر چگونگی و نوع سازه های كمپینگ ها و روش های اصولی دفع زباله از محیط، تخطی نشود و ضمن توجیه اقتصادی برای جوامع محلی سودآور باشد، مورد تایید قرار می گیرد. بدین ترتیب بوروكراسی در ورزش هایی نظیر اسبدوانی، اتومبیل رانی، كایت سواری و شكار از میان رفته و علاوه بر موارد زیست محیطی با نگاه توریسم ورزشی مورد نگرش قرار می گیرد. شكار جزء ورزش های هیجانی محسوب می شود. كوهنوردی، ماهرخ نزدیك شدن به حیوان بدون جلب توجه و ترس او و تیراندازی ورزش هایی در ضمن شكار به شمار می رود. علاوه بر آن شكارچی های ورزشكار یا توریست بیشتر از دیگر گردشگران و جهانگردان ارز همراه می آورند و شغل محلی تولید می كنند. اگر مردم روستاها و حاشیه مناطق حفاظت شده، ارزش واقعی گونه های شكاری را بدانند، بی تردید، خود بهترین حامیان و حافظان طبیعت می شوند آنان باید از طبیعت خدادادی نفع ببرند. اما هزینه پروانه ها به صندوق دولت می رود و بازگشتی برای آنان ندارد. در حالی كه طرح نمونه ای در منطقه حیدریه خراسان و قمیشلو اصفهان نتیجه بسیار مطلوبی داشته است. با این وجود وضعیت محیط زیست برای توسعه ورزش شكار پیش از هر چیز نیازمند فرهنگ سازی و آموزش است.» بابایی درباره آغاز نخستین عملیات اجرایی توسعه شكار چیزی نگفت. تا چند روز دیگر پاییز از راه می رسد و دوباره فصل شكار و دلهره دوستداران طبیعت و گدار كوچ حیوانات حیات وحش آغاز می شود.
نوشته شده توسط سپهر در 16:34 |  لینک ثابت   •