85/06/17
اشنایی با کالیبر های رایج در ایران
اشنایی با کالیبر های
۵۷*۸ ۳۰۸وینچستر ۲۷۰ وینچستر ۰۶-۳۰ اسپرینگ فلد ۳۰۳ بیریتیش ۷میلیمتری رمینگتون مگنوم ۶۴*۷ برنکه ۵۷*۷ موزر ۲۴۳وینچستر ۳۰۰ وینچستر مگنوم
واما این کالیبر استسنایی ۲۷۰ وینچستر


در تصویر بالا اندازه های پوکه ۲۷۰ نمایش داده شده

این کالیبر اولین بار در سال ۱۹۲۵ میلادی از تغیر شکل گلویی فشنگ ۰۶-۳۰ برای شکار و تیر اندازی ساخته شد یکی از دلایل معروف شدن این کالیبر استفاده ان توسط شکارچی معروف جک اوکانر
بود وی توانست بسیاری از تروفه های جهانی خود را با این کالیبر شکار کند.
منتظر باقی مطالب در مورد بالستیک و کاربرد ودیگر مشخصات باشید تا بعد![]()
![]()
ادامه مطلب
85/06/11
تازه کارها باقوانین شکار وصید اشنا شوند
شكار حيوانات زير در فصول و ساعات زير با پروانه عادي ممنوع است:
- كليه پستانداران، پرندگان و خزندگان قابل شكار از اول فروردين تا پايان خرداد به استثناي جانوران زيانكار آن هم فقط در مزارع و باغات و مؤسسات دامداري و تكثير مصنوعي حيوانات.
- كليه پستانداران، پرندگان و خزندگان قابل شكار و آبزيان قابل صيد به استثناي جانوران زيانكار از يك ساعت بعد از غروب آفتاب تا يك ساعت قبل از طلوع خورشيد.
- كل و بز، قوچ و ميش وحشي در مناطق گرمسير از 15 دي ماه تا 15 شهريور و در مناطق سردسير از 15 بهمن تا 15 مهر.
- كبك، كبك چيل و تيهو از اول بهمن تا پايان مرداد.
- پرندگان كوكر از قبيل باقرقره، قويرق از اول فروردين تا اول شهريور.
- انواع مرغابي و غاز از اول فروردين تا پايان شهريور.
- صيد آبزيان در آبهاي استانهاي گيلان و مازندران از پانزدهم اسفند تا اول ارديبهشت.
توضيح: طبق صورتجلسه و تصميمات مورخ 7/12/69 شوراي عالي محيط زيست، فصل مجاز شكار و صيد برحسب مورد توسط سازمان تعيين و اعلام خواهد شد).
طرق و وسايل ممنوعه (طريقي)
شكار و صيد با طرق و وسايل زير ممنوع است:
- شكار با اسلحه خودكار (مسلسل) و تفنگهاي گلوله زني نيمه خودكار.
- استفاده از تفنگهاي سرپر و هر گونه اسلحهاي كه كاليبر آن از شش ميليمتر يا 240 انگليسي كمتر باشد (از جمله انواع تفنگهاي خفيف كاليبر 22) و همچنين استفاده از كاليبرهاي 10-12-16-20، استعمال فشنگ ساچمه و چهارپاره براي شكار كل و بز، قوچ و ميش، خرس و پلنگ.
- استفاده از تفنگ ساچمه زني و فشنگ گلوله (تك گلوله) براي شكار پستانداران وحشي به استثناي خوك وحشي، خرگوش و تشي.
- استفاده از انواع تفنگهاي خفيف براي شكار پستانداران وحشي
- شكار پستانداران وحشي از طريق كومه و امثال آن بطور كلي و همچنين ايجاد و استفاده از كومه براي شكار پرندگان وحشي در كنار چشمه ها و آبشخورها تا شعاع 200 متر.
- شكار از طريق استعمال هرگونه سموم و مواد مخدر و منفجره.
- بستن سد و كلهام در مسير رودخانه ها براي صيد و صيد به اين طريق.
- شكار از طريق استعمال هر گونه تله، دام و تور جز براي مرغابي.
- استعمال هرگونه تله و دام و تور براي صيد ماهي و شكار بلدرچين با پروانه عادي.
- شكار مرغابي و ساير پرندگان آبي با تور هوايي و دام.
- تعقيب و شكار پرندگان آبي با قايق موتوري.
- تعقيب و شكار جانوران وحشي با وسايل نقليه موتوري.
- شكار پستانداران قابل شكار (وحشي) از طريق جرگه.
- شكار و صيد از طريق تخريب آبشخور و چشمه.
- صيد از طريق ايجاد ميدان مغناطيسي و جريان برق با هر يك از وسايل مولد برق.
ممنوعيت و محدوديتهاي نوعي، كيفي و كمي
- زنده گرفتن جانوران وحشي (قابل شكار) بدون پروانه ويژه ممنوع است.
- از بين بردن يا برداشتن تخم پرندگان وحشي ممنوع است .
- تيراندازي و شكار از داخل جاده هاي شوسه و اصلي تا حريم پنجاه متر از هر طرف آن ممنوع است.
- زنده گيري بازها و پرندگان شكاري به هر شكل و به هر حالت ممنوع است.
- حداكثر تعداد مجاز شكار كل و بز و قوچ و ميش وحشي در هر مسافرت شكار جمعاً يك رأس از آنها مي باشد. (با پروانه عادي شكار مربوط)
- حداكثر تعداد مجاز شكار پرندگان وحشي غيرحمايت شده در هر مسافرت شكار ده عدد ميباشد.
- حداكثر تعداد گراز در هر مسافرت شكار يك رأس است (فقط براي اقليتها).
ممنوعيتها در پاركهاي ملي و آثار طبيعي ملي
تعليف احشام و قطع اشجار و بوته كني ممنوع است.
اكتشاف و بهرهبرداري معدن در پاركهاي ملي و آثار طبيعي ملي ممنوع است.
تمديد پروانههايي كه مدت آنها به اتمام رسيده ممنوع است.
ورود و عبور و توقف در پاركهاي ملي و آثار طبيعي ملي مستلزم تحصيل پروانه يا اجازه از سازمان حفاظت محيط زيست ميباشد مگر جادههاي عمومي.
حمل هر نوع سلاح در پاركهاي ملي و آثار طبيعي ملي براي عموم (به استثناي مأمورين ذيربط سازمان) بدون اجازه كتبي سازمان ممنوع است.
پروانه شكار
سازمان حفاظت محيط زيست هر ساله پس از برآورد تعداد وحوش كشور، تعدادي پروانه شكار و صيد به ميزاني كه لطمهاي به طبيعت و تنوع زيستي كشور وارد نياورد صادر نموده و اين امكان را در اختيار علاقهمندان به شكار و صيد و كساني كه از اين راه امرار معاش مينمايند قرار ميدهد تا در قالب يك طرح مطالعه شده و در محدوده قوانين به اين امر پرداخته در عين حال طبيعت و تنوع زيستي بينظير ميهن خود را براي نسلهاي آينده و فرزندان خود حفظ نمايند.
طبق دستورالعمل صادره توسط اداره كل نظارت و بازرسي سازمان هر ساله دو نوبت آمارگيري در تمامي مناطق چهارگانه تحت حفاظت و زيستگاههاي آزاد توسط محيطبانان سازمان انجام ميشود. اين آمارگيري براي وحوش در اواخر بهار و اواخر پاييز كه فصل زايمان تمام شده و گله دوباره دور هم جمع شدهاند انجام ميشود و آمارگيري از پرندگان مهاجر آبزي هم يك نوبت در سال و در ديماه انجام ميشود.
پس از آمارگيري و ارسال نتايج به سازمان مركزي و تجزيه و تحليل آماري كه روي اين گزارشها انجام ميشود، تعداد حيوانات قابل شكار و جمعيت وحوش در هر منطقه تخمين زده شده و بر اساس اين آمار و با توجه به مسئله حفاظت از جمعيت جانوران وحشي در حد معقول دستورالعمل صدور مجوز پروانه شكار و صيد قابل بهرهبرداري تهيه و به استانها ابلاغ ميشود تا سهميه شكار در هر منطقه معين شود. اين سهميه معمولاً 10% از آماري است كه از هر منطقه اعلام ميشود. اين تعداد در حدي است كه لطمهاي به طبيعت وارد نكرده و طبيعت دوباره قابليت جبران آن را داشته باشد و در صورت جوان بودن جمعيت وحوش از ميزان آن كاسته ميشود. پس از شكار نيز از هر شكارچي درخواست ميشود تا فرم گزارش شكار خود را به سازمان ارسال نمايد تا برآورد دوبارهاي از جمعيت وحوش شكار شده و جمعيت فعلي وحوش به دست آيد.
شرايط صدور پروانه شكار
صدور پروانه شكار براساس مقرراتي خاص صورت ميگيرد و همه افراد متقاضي پروانه شكار ملزم به طي مراحل زير ميباشند:
الف- ارايه پروانه حمل سلاح، اخذ شده از نيروهاي مسلح (ارتش جمهوري اسلامي ايران، سپاه پاسداران، نيروي انتظامي).
ب- دريافت دفترچه شناسايي ويژه شكارچيان، از سازمان حفاظت محيط زيست. در اين دفترچه مشخصات صاحب دفترچه، مشخصات سلاح، مشخصات پروانههاي صادر شده براي شكارچي (جهت پستانداران و پرندگان)، وضعيت دريافت مهمات شكاري و سوابق تخلف صاحب دفترچه ثبت ميشود.
ج- پرداخت بهاي پروانه شكار مورد نظر و ارايه فيش بانكي مربوط، به اداره محيط زيست شهرستان و دريافت پروانه شكار.
در پروانههاي شكار شرايط شكار از جمله محدوده جغرافيايي مجاز براي شكار، حيوانات مورد شكار، تعداد آنها و زمان مجاز براي شكار درج شده است و شكارچي ملزم به رعايت آنهاست. در صورت عدم رعايت هر يك از شرايط فوق، با شكارچي طبق قوانين و مقررات شكار و صيد رفتار ميشود.
هر شكارچي مي تواند در هر سال در طول فصل مجاز دو پروانه شكار چهارپا و يا دو پروانه عادي شكار پرنده با مدت اعتبار معين، از مناطق مختلف در سراسر كشور دريافت نمايد.
در خاتمه تمامي مشخصات صاحب اسلحه (شكارچي)، اسلحه، پروانه و فيش بانكي توسط مأمور صدور پروانهها در دفتر آمار فروش پروانه ماهيانه در سازمان حفاظت محيط زيست ثبت ميشود.
توضيح: (صدور پروانه براي اتباع بيگانه، منوط به كسب اجازه قبلي از سازمان است. از اين رو بدون اجازه قبلي از سازمان صدور پروانه براي اتباع بيگانه ممنوع است).
انواع پروانه شکار
پروانههاي شكار و صيد به سه صورت "عادي" و "ويژه" و "انتفاعي" صادر ميشود.
1- پروانه عادي:
پروانه عادي شكار و صيد براي مواردي است كه مشمول محدوديت و ممنوعيت زماني، مكاني (پارك ملي، منطقه حفاظت شده و …)، نوعي (حيوانات حمايت شده) و طريقي (انواع اسلحه و مهمات و طرق و وسايل) نباشد.
پروانه عادي مخصوص شكار پرندگان و پستانداران و صيد آبزيان غير حمايت شده در مناطق آزاد و در فصول مجاز است. در واقع پروانههاي عادي شكار و صيد به 3 دسته پروانه شكار چهارپا، پروانه شكار پرندگان وحشي و پروانه صيد ماهي تقسيم ميشوند. با پروانه عادي به هيچ رو نميتوان در مناطق چهارگانه شكار كرد. در مناطق آزاد نيز تنها ميتوان حيوانات غير حمايت شده را در فصول و روزها و ساعات مجاز شكار كرد و در صورتي كه شكارچي مرتكب خلاف شود، يعني از قيود و شرايط مندرج در پروانه عادي تجاوز نمايد، مطابق قوانين و مقررات با وي برخورد ميشود.
2- پروانه ويژه:
همانگونه كه در تعريف مناطق توضيح داده شد در پاركهاي ملي شكار ممنوع است. در آثار طبيعي ملي نيز نبايد شكار و صيد صورت گيرد ولي در مورد مناطق حفاظت شده و پناهگاه حياتوحش، شكار و صيد تحت ضوابط خاص با پروانه ويژه امكانپذير است. همچنين شكار حيوانات حمايت شده با پروانه عادي ممنوع بوده و مستلزم تحصيل پروانه ويژه ميباشد و نيز زنده گرفتن جانوران وحشي (قابل شكار) بدون تحصيل پروانه ويژه ممنوع است.
بهاي پروانه ويژه و ورود به مناطق و مدت اعتبار و تعداد مجاز شكار جانوران وحشي قابل شكار طبق تعرفه پيوست دستورالعمل هر سال ميباشد. دارنده اين پروانه مكلف است قبل از ورود به شكارگاه خود را به واحد مربوطه در محل معرفي و به اتفاق محيطبان راهنما به شكارگاه عزيمت نمايد. چرا كه تيراندازي و شكار بدون حضور محيطبان راهنما و شكار حيواناتي كه نام آنها در پروانه ذكر نشده ممنوع است و چنانچه شكارچي به شكار حيواناتي كه در پروانه ذكر نشده دست بزند يا بيش از تعداد مجاز در پروانه شكار كند، متخلف محسوب شده و طبق قوانين و مقررات شكار و صيد با وي رفتار خواهد شد.
همچنين صيد ماهي قزلآلا با تك قلاب در رودخانه و درياچههاي داخلي ايران نيز مستلزم دريافت پروانه ويژه است. بر اساس اين دستورالعمل، صيد ماهي قزلآلا اعم از خال قرمز و رنگينكمان با پروانه عادي ممنوع بوده و مستلزم تحصيل پروانه ويژه روزانه است كه در محل توسط مأمورين سازمان حفاظت محيط زيست صادر ميشود. بهاي اين گونه پروانهها در هر يك از رودخانهها و درياچههاي داخلي، طبق جدول خاصي تعيين ميشود، هر صياد مكلف است قبل از شروع به صيد ماهي قزل آلا با تك قلاب، پروانه مربوطه را تحصيل و در تمام مدت صيد و حمل ماهيان صيد شده آن را همراه داشته باشد. صيد ماهي در شب (از يك ساعت پس از غروب آفتاب تا يك ساعت قبل از طلوع آفتاب) ممنوع است. همچنين صيد ماهي با رعايت ساير مقررات مربوطه، فقط با تك قلاب مجاز است.
نصب و تعبيه قلاب جهت صيد در رودخانه بدون حضور صياد ممنوع است. صيد ماهي كمتر از پانزده سانتيمتر ممنوع است و در صورت به قلاب افتادن، اين ماهيان بايد بدون صدمه در آب رها شوند.
صدور پروانه شكار ويژه براي اتباع بيگانه: براي اتباع بيگانه علاقهمند به شكار نيز پروانه ويژه صادر ميشود، اين افراد معمولاً از طريق شركتهاي توريستي طرف قرارداد با سازمان به ايران سفر كرده و بعد از طي مراحلي پروانه ويژه شكار به امضاء رياست سازمان توسط اداره كل نظارت و بازرسي براي آنان صادر شده و با شرايطي خاص كه در پروانه قيد شده در مناطق مبادرت به شكار مجاز و مورد علاقه خود ميكنند.
3- پروانه انتفاعي
پروانه انتفاعي براي شكار و صيدي كه جنبه حرفه يا كسب و تجارت داشته و نيز براي پرورش و تكثير و يا خريد و فروش و واردات و صادرات حيوانات قابل شكار و اجزاي آنها صادر ميشود و مدت اعتبار آن از تاريخ صدور حداكثر تا پايان همان سال است. بنابراين پروانه انتفاعي براي كساني صادر ميشود كه كسب و حرفه ايشان شكار و صيد و يا تجارت حيوانات باشد و يا به پرورش، تكثير، خريد و فروش و صدور حيوانات قابل شكار و صيد اشتغال داشته باشند. خريد، فروش و نگهداري جانوران وحشي نيز از طريق تحصيل پروانه انتفاعي صورت ميگيرد. خريد، فروش، عرضه، نگهداري، حمل و صدور كليه جانوران وحشي زنده بدون تحصيل پروانه انتفاعي ممنوع است. خريد، فروش، عرضه و صدور جانوران وحشي كشته و اجزاء آن (پوست، گوشت و غيره) و نيز نگهداري آنها در اماكن عمومي به استثناي غاز، مرغابي، چنگر و ماهيان (غير از ماهي آزاد و قزلآلا) بدون تحصيل اين پروانه ممنوع است. حمل و نگهداري جانوران وحشي كشته و اجزاي آن كه با رعايت مقررات مربوط شكار يا صيد شدهاند به استثناي نگهداري آنها در اماكن عمومي مجاز است و خريد و فروش تروفههاي شكار و يا جانوران وحشي كشته كه به صورت مجسمه تهيه شدهاند (تاكسيدرمي شدهاند) و نيز عرضه و نگهداري آن در اماكن عمومي و تجاري موكول به كسب اجازه و تحصيل پروانه از سازمان است.
1-3- پروانه ويژه- انتفاعي
اين پروانه در مواردي صادر مي شود كه افراد براي امرار معاش بخواهند در رودخانه حفاظت شده مثلاً ماهي قزل آلا كه نياز به پروانه ويژه دارد صيد نمايد. اين موارد بسيار كم و نادر است. ممكن است براي تكثير و پرورش گونههاي حمايت شده نيز پروانه ويژه انتفاعي صادر شود.
4- اجازه دفع جانوران وحشي زيانكار
جانوران زيانكار نظير گراز، شغال و گرگ در عين حال كه براي كشاورزان، مزارع و باغها زيان آورند، براي طبيعت نافع و سودمندند. بنابر اين شكار اين گونه جانوران نيز بر اساس ضوابط و شرايط خاص صورت ميگيرد به اين ترتيب كه اجازه دفع اين حيوانات پس از استعلام از معاونت محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان و تعيين تعداد قابل شكار اين وحوش به حدي كه لطمه اي به تنوعزيستي كشور وارد نكند توسط اداره كل نظارت و بازرسي صادر مي شود، سپس دفع آنها توسط مامورين سازمان، ميرشكاران محلي، شكارچيان مجاز و يا توسط نيروي انتظامي يا بسيج صورت مي گيرد.
موضوع شكار خوك وحشي از ساير حيوانات زيانكار مجزاست. از آنجا كه گراز حيواني حرام گوشت است، شكار اين حيوان در ميان اقليتهاي مذهبي ايراني به مزايده گذاشته ميشود و برنده مزايده براساس شرايط و ضوابط خاص تعيين شده توسط سازمان، از تاريخ انعقاد قرارداد با سازمان تا پايان سال، اقدام به شكار خوك وحشي نموده و از آن در جهت منافع شخصي خود استفاده ميكند.
5- ساير مجوزها
1-5- در صورتي كه رياست سازمان حفاظت محيط زيست موردي را با هدفي غير از اهداف شكار و صيد يا دفع جانوران، ضروري تشخيص دهد، مثلاً هنگامي كه براي انجام تحقيقات و مطالعات علمي نياز به شكار يا زندهگيري جانور وحشي باشد، مجوز نمونهبرداري يا زندهگيري را صادر مي نمايد.
2-5- پروانه رايگان: سازمان ميتواند در موارد زير بر حسب مورد پروانه و يا اجازه رايگان صادر نمايد.
الف) جمعآوري نمونههاي جانوران وحشي به منظور انجام تحقيقات و مطالعات علمي و آموزشي و يا انجام فعاليتهاي مورد نياز موزه تاريخ طبيعي و نمايشگاههاي تنديس آرايي.
ب) دفع آن دسته از جانوران وحشي كه به مزارع و باغها آسيب ميرسانند.
ج) صيد برخي از گونههاي آبزيان توسط ساكنان مناطق محروم در مواردي كه سازمان صدور پروانه رايگان را در آن مناطق ضروري بداند.
د) تقدير از كساني كه به تشخيص رئيس سازمان، خدمات مؤثري در مورد حفاظت از حياتوحش و حمايت از اهداف سازمان به عمل آوردهاند.
ساكنان بنادر و جزاير و سواحل خليج فارس و درياي عمان كه براي مصرف شخصي مبادرت به صيد ماهي ميكنند، از داشتن پروانه صيد معاف بوده و يا به آنها پروانه رايگان داده ميشود و نيز سازمان ميتواند صيد ماهي را در مناطق ديگر يا براي انواع مخصوص ماهي، معاف از تحصيل پروانه يا مستلزم تحصيل پروانه رايگان اعلام كند.
توضيح: براي متقاضيان شكار چهارپا با تير و كمان در صورتي كه قدرت تير و كمان آنها بيش از 60 پوند باشد پس از دريافت دفترچه شناسايي ويژه حمل سلاح گلولهزني اقدام به صدور پروانه شكار ميگردد.
لازم به ذكر است در صفحه سه اين دفترچه نوع (اعم از گلولهزني و انواع ديگر خفيف يا تيروكمان)، مدل، كاليبر، كشور سازنده، شماره اسلحه و شماره جواز حمل اسلحه قيد ميشود.
ادامه مطلب
85/06/07
اینانلو طبیعت مردی بزرگ
نام: محمد علی اینانلو 
متولد: 1326 – 1947
سابقه کار مطبوعاتی: 40 سال
سابقه کار تلوزیونی: ۳۰ سال ( دقیقا از بازی های آسیایی ۱۹۴۷ تهران )
کارهای فعلی:
- کارگردان و مدیر اجرایی مجموعه مستند ( ایران جهانی در یک مرز) با مشارکت سازمان ملل U.N.D.P/G.E.F/S.G.P.
کارهای مطبوعاتی:
۱- کار در مجلات و روزنامه های مختلف به مدت بیست سال .
۲- سردبیر مجله ایران شناسی .
۳- سردبیر مجله ایران شناسیSilk Road به زبان انگلیسی.
۴- سردبیر مجله ( شکار و طیبعت ) .
۵- سردبیر مجله جهانگردان .
۶- سردبیر و صاحب امتیاز مجله طبیعت .
کارهای تلوزیونی :
۱- مجری برنامه رادیویی صبح بخیر ایران سال ۱۳۵۶
۲- مجری برنامه رادیویی گردش و ورزش سال ۱۳۵۷
۳- مجری و کارگردان برنامه تلویزیونی ورزش از نگاه دو سال 7-1356
۴- مجری و کارگردان برنامه رادیویی تابستان ۶۹ سال ۱۳۶۹
۵- نویسنده برنامه رادیویی سلام صبح بخیر ایران سال 1369
۶- کارگردان و سازنده فیلم های مستند تلویزیونی با طبیعت سال 1374
۷- کارگردان، تهیه کننده و مجری برنامه تلویزیونی ( ایران و ایرانی ) در زمینه ایران شناسی برای شبکه جام جم، تعداد ۷۸ قسمت ۳۰ دقیقه ای که از ماهواره برای اروپا و آمریکا پخش شد .
۸- کارگردان، تهیه کننده و مجری برنامه مستند تلویزیونی ( ایران، جهانی در یک مرز ) به تعداد ۳۶۴ برنامه ۹۰ دقیقه ای که از ماهواره برای اروپا و آمریکا پخش شد .
۹- کارگردان و تهیه کننده فیلم مستند جهانگردی به جای تفت 
۱۰- کارگردان و تهیه کننده فیلم مستند اسب در ایران
۱۱- کارگردان و تهیه کننده فیلم مستند طبیعت مرکز ایران
۱۲- کارگردان و تهیه کننده فیلم مستند ۲۶ قسمتی طبیعت نصف جهان (اصفهان)
۱۳- کارگردان و تهیه کننده مستند توازن – طبیعت اطراف تهران
۱۴- کارگردان و تهیه کننده مستند The Balance
۱۵- کارگردان و تهیه کننده فیلم مستند فوتبال شاد
۱۶- کارگردان و تهیه کننده فیلم مستند گل زرین
۱۷- کارگردان و تهیه کننده فیلم مستند The Golden Goal
کارهای تبلیغاتی :
۱- مدیر موسسه تبلیغاتی
۲- عضو انجمن I.A.A (انجمن جهانی تبلیغات)
کارهای اجرایی و تحقیقاتی مختلف :
۱- مدیر موسسه آموزش و تحقیقات جهانگردی طبیعت گردان
۲- مدرس اکوتوریسم .
۳- تهیه و تحقیق و سخنرانی در سمینارهای ایران شناسی متعدد.
۴- چاپ مقالات و مصاحبه های گوناگون در مجلات و روزنامه ها .
85/06/07
یوزپلنگ درمعرض...........................................!!!
پیدایش و پراکنش
زمان پیدایش یوز به حدود ۴ تا۵ میلیون سال پیش باز میگردد و شواهد حاکی از آن است که آنها زودتر از دیگر گربههای بزرگ تکامل یافته اند. قدیمیترین سنگوارههای آنها در امریکای شمالی و در ایالتهای تگزاس، نوادا و وایومینگ امریکا مشاهده شده است. زمانی آنها در سرتاسر آسیا، افریقا، اروپا، امریکای شمالی گشت میزدند اما در انتهای دوره یخبندان (در حدود ۱۰ هزار سال قبل) تغییرات اقلیمی عظیم باعث نابودی بخش بزرگی از پستانداران شد که یوزها هم از این فاجعه بی نصیب نماندند. همگی یوزهای امریکای شمالی و اروپا و بیشتر جمعیت آسیایی و افریقایی این موجود از بین رفت و برخی از متخصصان عقیده دارند که جمعیتهای کنونی آن از اندک حیوانات بقایافته و خویشاوند نزدیک اشتقاق پیدا کرده اند. ازدواج خویشاوندی بالا در تعداد پایین گروههای باقی مانده وضعیت وخیم کنونی این گونه را سبب شده است. این جانور دارای تنوع ژنتیکی بسیار پایینی بوده و جمعیتهای جانوری این چنین دچار مرگ ومیرهای زیادی میشوند. با وجود قدرت تکثیر بالای یوزها در طبیعت، تکثیر در اسارت این جانوران در جهت تکثیر آنها در بعضی نقاط مانند امریکای شمالی جواب نداده است. گونه یوز دارای دو زیرگونه است: زیرگونه آسیایی و زیرگونه افریقایی. هر چند در این مورد اختلاف نظر وجود دارد و برخی متخصصان تعداد بیشتری زیرگونه را در نظر میگیرند. در بین این دو، زیرگونه افریقایی که در بسیاری از بخشهای این قاره پراکندگی دارد وضعیت نسبتاً بهتری را دارد. به نظر میرسد که در حدود ۵ تا ۱۵ هزار یوز هنوز در افریقا باقی مانده اند. اما زیرگونه آسیایی که روزگاری در بخشهای وسیعی از خاورمیانه و هند پراکندگی داشت اکنون تنها محدود به جمعیتهای موجود در کشور ما شده است. بدین ترتیب از این پس میتوان به جای یوز آسیایی از عنوان زیباتر اما ناخوشایند یوز ایرانی استفاده کرد. پراکندگی یوز در بخشهای مرکزی ایران و در محدوده دشت کویر و دشت لوت و نواحی اطراف آن قرار دارد. بیژن فرهنگ دره شوری متخصص کارکشته و قدیمی حیات وحش ایران درباره وضعیت گذشته نه چندان دور این جانور گفته است: «مدیریت، حفاظت و طبیعت مناطق پراکندگی یوز آنچنان تقویت و ترمیم یافته بود که هیچ گونه نگرانی برای بقای یوز و همین طور دیگر جانوران کشور وجود نداشت. در زمان انقلاب پارکها و مناطق حفاظت شده کشور مورد هجوم شکارچیان، دامداران، کشاورزان و زمین خواران قرار گرفت. مناطق حفاظت شده و پارکهایی که در مجاورت شهرها قرار داشتند علاوه بر مهاجمان فوق مورد هجوم ادارات دولتی و ارگانهای نظامی نیز بودند و بخشهای زیادی از آن مناطق به منازل مسکونی، کارخانه و پادگانهای نظامی تبدیل شدند. سازمان حفاظت محیط زیست علاوه بر اینکه بخشهایی از مناطق خود را از دست داد، در بخش باقیمانده نیز امنیت سابق بربادرفته بود. تهاجم به همه مناطق کشور لطمه زد ولی به مناطق دشتی بیش از دیگر مناطق آسیب وارد آمد.» او علاوه بر اینها شکار یوز، صید طعمههای بالقوه جانور، هجوم دامداران و سگهای گله؛ اشغال آبشخورها را نیز از جمله تهدیدهای این جانور میداند. ۲۴ ناحیه به عنوان زیستگاههای یوز در سال ۶۴ توسط همین متخصص و دکتر بهرام کیابی و بهرام زهزاد مورد ارزیابی قرار گرفتند که این پروژه مورد پشتیبانی سازمان محیط زیست قرار نگرفت و پس از مدتی نیمه کاره ماند. یکی از مناطق و زیستگاههای اشاره شده در این بررسی، دشت شیطور یزد بود که در همین اواخر خبر تاسف انگیز کشتار سه یوز از آن گزارش شد. هماکنون پروژهای که زیر نظر مجامع بین المللی انجام میشود برنامه بررسی وضعیت یوز در ایران را در دست اقدام دارد. این بررسیها در جهت جلوگیری از کاهش تعداد این جانور انجام میشود اما به نظر میرسد با وجود شرایط حاکم بر محیط زیست ایران نمیتوان امیدی به بقای آن داشت. شاید تا چند وقت دیگر از یوزهای خرامان دشتهای گرم سرزمین مان تنها چند عکس و خاطره یادگار بمانند و این مرکب شاهان و بزرگان به سرنوشت بسیاری از دیگر جانداران انقراض یافته دچار شود. «ماریتا» تنها یوز آسیایی در اسارت موجود درپارک پردیسان تهران چند سال قبل بر اثر بیماریهای ناشی از اسارت، چشم از جهان بست.
85/06/07
یوزپلنگ درمعرض...........................................!!!
بدن این گربه سان بیهمتا طی چندین میلیون سال تکامل طوری طراحی شده است که به این جانور امکان حرکت با سرعتی برابر با ۱۱۰ کیلومتر در ساعت را میدهد. اندام باریک، پاهای لاغر و بلند، قفسه سینهای کم پهنا ولی عمیق و دارا بودن جمجمهای کوچک، ظریف وگرد، یوز را به سریعترین جانور روی زمین تبدیل کرده است. یوزها به آسانی از دیگر گربه سانان تشخیص داده میشوند. این امر به دلیل وجود خالهای روی بدن او نیست بلکه بدن باریک و کشیده، سر کوچک، چشمهای بالا قرار گرفته و گوشهای کوچک و تا حدودی پهن است که آنها را متمایز میکند. طعمه معمول آنها غزالها (به ویژه غزال تامسون)، ایمپالا، آنتیلوپها و دیگر پستانداران سم دار حداکثر تا ۴۰ کیلوگرم وزن هستند. یک نر بالغ تنها هر چند روز یک بار شکار میکند اما مادههای دارای توله تقریباً هر روز به شکار میپردازند. در حالی که سایر گربه سانان شکارچیان شب هستند یوزها عمدتاً روز فعال بوده و اغلب در اوایل بامداد و غروب آفتاب به سراغ طعمههای خود میروند. تاکتیک او در شکار مخفی شدن و نزدیک شدن به طعمه است. زمانی که او به حدود ۳۰ متری طعمه خود رسید با حرکتی سریع به طرف او یورش میبرد. تعقیب طعمه به طور متوسط بیست تا شصت ثانیه به طول میانجامد و این زمان در یک فاصله ۱۶۰ متری صرف میشود. (حداکثر ۵۰۰ متر) و پس از آن دیگر طعمه را دنبال نمیکند. ضریب موفقیت او در شکار پنجاه درصد اندازه گیری شده است. میزان تغذیه روزانه آنها به طور متوسط در روز دو کیلوگرم است که به نظر غذای زیادی نیست. طول سر و بدن او بین ۱۱۲ تا ۱۳۵ سانتیمتر، طول دمش ۶۶ تا ۸۴ سانتیمتر و وزن او بین ۳۹ تا ۶۵ کیلوگرم اندازه گیری شده است. (نرها ۱۵ درصد درشت جثه تر از مادهها هستند) طول دوره عمر آنها در طبیعت هفت سال گزارش شده اما به نظر میرسد حداکثر تا ۱۲ سال هم عمر کنند. عمر آنها در اسارت تا ۱۶ سال هم گزارش شده است. مادهها هر دو سال یک بار زایمان دارند و نرها در سه سالگی به سن بلوغ میرسند. یوزها به دو حالت در طبیعت دیده میشوند: گروه خانوادگی و نرهای سرگردان. نرهای سرگردان معمولاً برادر بوده و اغلب یک ائتلاف دو یا سه نفره را تشکیل میدهند؛ به ندرت اتفاق میافتد که یک نر تنها زندگی کند. این ائتلاف در کنار هم قرار داشته، با هم به شکار رفته و معمولاً محدوده زندگی آنها با قلمرو چند ماده هم پوشانی دارد. پیش از زایمان، یوز ماده یک ناحیه یا کنام مناسب را که معمولاً علفزار بلندی در یک ناحیه مرطوب است انتخاب کرده و یک تا شش توله ۲۵۰ تا ۳۰۰ گرمی میزاید. این تولهها از ۱۴ تا ۱۶ ماه پس از تولد تحت مراقبت مادر قرار دارند و یوز ماده به جز هنگام شکار لحظهای آنها را تنها نمیگذارد. در سه یا چهار ماهگی تولهها از شیر گرفته شده و توسط غذای حاصل از طعمه تغذیه میشوند. نرها در مراقبت والدینی نوزادان هیچ دخالتی ندارند. بچهها همیشه در حال بازی با یکدیگر بوده و مهارتهای شکار را با طعمههای زندهای که مادر به کنام باز میگرداند فرا میگیرند، هر چند این تولهها همچنان در شکار طعمه آماتور باقی میمانند. یوزهای جوان در سنین بعد از نوجوانی و در هنگام جدا شدن از مادر به مدت شش ماه به جهت ایمن بودن از خطرات احتمالی با هم باقی میمانند. اما پس از این دوره خواهرها گروه را ترک کرده اما برادرها به زندگی در کنار هم ادامه میدهند.85/06/07
تيهو استاد استتار و اختفا
تيهو
مشخصات: 23تا25سانتيمتر. بك ماكيان كوچك كه ظاهرا" شبيه كبك كوچكي به نظر مي آيد. پرنده ي نرسطح پشتي قهوه اي مايل به خاكي با خطوط ريز موج دار خاكستري دارد . سطح شكمييش به طور كلي قهوه اي مايل به صورتي كمرنگ است و پهلوها در حدود شش نوار خيلي پهن به رنگ دارچيني پررنگ و سفيد دارد . تاركش قهوه اي مايل به خاكي وگلو و جلو گردنش خاكستري است . نوار چشمي پهن و سفيدي داردكه در حد بالا و پايين آن خط سياهي ديده ميشود . پرهاي كناري دمش خرمائي رنگ است . تفتوت پرنده ي نر با ماده اين است كه طرح مشخص سياه و سفيد صورت و پهلوها را ندارد. رفتارش شبيه كبك است و هنگام احساس خطر به جاي پريدن ، مي دود.
زيستگاه: مناطق بياباني و نيمه بياباني. تپه ماهور هاي سنگي و كم ارتفاع. ساحل رودخانه ها و جويبارهاي مناطق خشك و زمينهاي سنگلاخ را ترجيح ميدهد. روي زمين آشيانه مي سازد .
پراكندگي : بومي و فراوان است

85/06/07
ابيا حوشیار برق اسا
ابيا
مشخصات : 34سانتيمتر . پرنده اي جنگلي و تك زي كه به علت همرنگي با محيط بيشه زار و حاشيه ي جنگلي و كم حركتي پرنده تشخيص آن مشكل است . نشانه ي آن از (پاشلك معمولي ) عبارتست از اندازه ي بزرگتر ، جثه ي بزرگتر ، منقار كلفت تر ، بال هاي گرد تر ، سطح شكمي نخودي با راهراه هاي عرضي ظريف ، و نوارهاي عرضي سياه روي گردن و پس سر . روز را در استتار كامل به سر ميبرد و در صورت پرواز با صداي صفير مانندي از زمين بر ميخيزد وبالا فاصله فرود مي آيد . پروازش معمولا" سريع . مارپيچي است. معمولا"در نور كم يعني صبح خيلي زود يا غروب فعاليت ميكند .
زيستگاه: مناطق پر درخت به ويژه اگر مرطوب . پر از گل و گياه باشد.
پراكندگي : به تعداد فراوان زمستان را در شمال ايران به خصوص زمبن هاي پست ناحيه ي درياي خزر مي گذرانند. گاهي به سمت جنوب تا خوزستان ،فارس و بلوچستان ديده مي شود .

85/06/07
همه چيز درباره کبک



پراکندگي:
14 گونه مختلف از اين نوع پرنده تا کنون شناسايي شده است. زيستگاه طبيعي اين پرنده از کوههاي منطقه خاورميانه و آسيا از شرق يونان و جنوب بلغارستان , آسياي صغير تا منچوري چين گسترده است. کبک در آمريکاي شمالي, هاوايي و نيوزيلند نيز از جمعيت خوبي برخوردار شده است.
زيستگاه طبيعي:
کبک را مي توان در دامنه ها, کوه ها و صخره ها يافت.
مشخصات ظاهري:
وزن: از 510 تا 680 گرم با متوسط 595 گرم
نرها (با وزن 510 تا 800 گرم) کمي از ماده ها (با وزن 450 تا 680 گرم) از لحاظ طول و وزن بزرگترند. ترکيب پرها در هر دو جنس نر و ماده يکسان است. رنگ اين پرنده قهوه اي مايل به خاکستري در بالا و زرد کمرنگ در قسمت شکم است. يک خط سياه از قسمت جلوي سر آغاز شده و پس از عبور از چشمها و گردن, در قسمت بالاي سينه تمام مي شود و سر و سينه خاکستري پرنده را از قسمت سفيد رنگ گلو جدا مي کند. پهلوي پرنده با ترکيبي از رنگ سياه و شاه بلوطي متمايل به سفيد پوشانده شده و پرهاي انتهايي بال, به رنگ شاه بلوطي هستند. نوک, لبه پلکها, ساق و پاهاي کبک به رنگ صورتي تا قرمز سير هستند. اگرچه هر دو جنس نر و ماده ممکن است داراي يک سيخک کوچک در قوزک پا باشند, ولي اين معمولا از مشخصات جنس نر است. کبک هاي نابالغ کوچکتر هستند و به رنگ قهوه اي و خاکستري هستند. در زيستگاه طبيعي اين پرنده, رنگ آن بسته به موقعيت جغرافيايي منطقه متغير است. رنگ پرندگان مناطق خشک تر, بيشتر متمايل به خاکستري و سفيد است.
توليد مثل:
جوجه های کبک

فواصل توليد مثل: کبک ها بسته به شرايط محيطي, يک مرتبه در سال توليد مثل مي کنند.
فصل توليد مثل: از فروردين آغاز شده و بسته به منطقه جغرافيايي ممکن است تا اواخر تير و اوايل مرداد نيز در مناطق سردسير ادامه يابد.
تعداد تخم ها: از 7 تا 21 عدد
مدت زمان خوابيدن بر روي تخم ها: 24 روز به طور متوسط
کبک ها تک همسر هستند. نرها با نشان دادن تمايل خود به ماده با کج کردن سر و باز کردن بالها و نمايش آنها در اواخر اسفند اقدام به جفت گيري مي کنند. هنگام خشکسالي و کمبود غذا, عمل توليد مثل ممکن است محدود به چند پرنده شود. نرها از ماده ها در مقابل نرهاي ديگر محافظت مي کنند.
آشيانه کبک از ساقه هاي ساده که گاهي با پر و خاشاک پوشانده مي شود, در ميان صخره ها و يا مناطق پر از بوته و خاشاک, تشکيل مي گردد. يافتن آشيانه کبک ها مشکل است و به خوبي تحت مطالعه قرار نگرفته اند. تعداد تخم ها بسته به شرايط محيطي از 7 تا 21 عدد متغير است. دوره خوابيدن روي تخم ها معمولا 24 روز است و اين عمل معمولا وظيفه ماده است. از اواسط ارديبهشت تا اواسط مرداد, جوجه ها از تخم بيرون مي آيند که بستگي به موفقيت تخم اول دارد. جوجه ها در هنگام بيرون آمدن از تخم, باهوش و توانا هستند و مي توانند پس از چند هفته, پرواز کنند. پس از گذشت 12 هفته, جوجه ها بالغ مي شوند. نرها معمولا تا زمان پرورش جوجه ها با خانواده مي مانند, اگرچه بعضي از آنها پس از تخمگذاري ماده, خانواده را ترک و به نرهاي ديگر ملحق مي شوند. هنوز زمان زيادي تا شناختن کامل عادات توليد مثل کبک ها مانده است.
مادر و شايد هم پدر, از جوجه ها مراقبت مي کنند تا آنها مستقل گردند.
رفتار:
کبک ها در هنگام صبح و بعد از ظهر در روي زمين به چرا مشغولند. آنها مهاجرت نمي کنند و جابجايي هاي فصلي آنها فقط در ارتفاع است. پرواز کبک معمولا در هنگام احساس خطر انجام مي شود و به مسافتهاي کوتاه و در سراشيبي محدود است. هنگام عبور از ناهمواريهاي سطح زمين, کبکها بر روي پاهاي خود جست مي کنند و ترجيح مي دهند بدوند تا پرواز کنند. گروه اجتماعي اوليه از يک دسته کبک شامل تعداد گوناگوني از بالغ ها و جوجه هايشان تشکيل مي شود و بزرگترين گروه ها را مي توان در چشمه ها ديد. گروههاي بزرگتر در زمستان تشکيل مي شوند. کبک ها در هنگام شب را زير بوته ها و يا داخل صخره ها به سر مي برند. نرها به طور فعال از قلمرو خود دفاع مي کنند.
ارتباط و قوه ادراک:
کبک در حالتهاي گوناگون, از صداهاي مختلف استفاده مي کند که به سه دسته تقسيم مي شوند: هشداري, جنگي و جنسي. بيشترين صدايي که از کبک شنيده مي شود با آواي chuck, chuck ,… است که از هر دو جنس نر و ماده بر مي آيد که به تدريج به آواي chukar, chukar ,… تبديل ميگردد و از فواصل دور قابل شنيدن است. از اين رو نام کبک را Chukar Partridge گذاشته اند.
عادات غذايي:
کبک معمولا از گياهان شامل علفها و دانه هاي آنها, برگ گياهان و ميوه بوته ها بر اساس فراواني و دسترسي فصلي تغذيه مي کنند.
غذاهاي جانوري: حشرات
غذاهاي گياهي: گيلهان سبز, برگها, دانه ها, حبوبات و ميوه ها
اهميت منفي اقتصادي براي انسان:
کبک به پراکندگي و رشد علفهاي هرزه کمک مي کند. همچنين کبک مستعد ابتلا به بيماري هاي مرغي بوده و در مزارع پرورش اين پرنده, مي تواند آن را به انسان منقل کند.
اهميت مثبت اقتصادي براي انسان:
کبک Chukar اولين پرنده اي قابل شکار است که در سال 1893 به آمريکاي شمالي وارد شده و براي آژانس هاي شکار در اين منطقه ايجاد درآمد کرده است. دشواري شکار اين پرنده و وجود آن در دامنه ها و مناطق دوردست, شکار اين پرنده را براي شکارچيان جذاب مي کند. گوشت کبک نيز از طعم بسيار خوشمزه اي برخوردار است.
وضعيت بقا:
نسل کبک ها به صورت جهاني در معرض خطر نيست. در اکثر مناطق, جمعيت آنها ثابت بوده يا در حال افزايش است. با وجو اين, با از بين رفتن زيستگاه هاي طبيعي و شکار بيش از حد, ممکن است بر جمعيت آنها موثر باشد. همچنين انتقال بيماري از مرغ هاي خانگي و يا بوقلمون ها, مي تواند بر جمعيت آنها اثر گذارد.

85/06/07
قرقاول زیبا......................
یکی از زیباترین و پرجمعیت ترین پرندگان ایران است این پرنده رنگین بال در بیشتر جنگلهای شمال کشور زیست می کند . قرقاولهای ایران همه از یک گونه اند ولی با توجه به پراکندگی جغرافیایی و تفاوت های ظاهری برخی آنها را شامل چهار زير گونه :
منطقه ارسباران و دشت مغان
قرقاولهاي تالش از آستارا تا چالوس
قرقاولهاي گاستان از حدود بابل تا پارك گلستان
قرقاولهاي سرخس در جنگلهاي مرزي سرخس (هريرود)
قرقاولها وابستگي زيادي به جنگلهاي و بوته زارها دارند آنها معمولا در جنگلها استراحت و در نقاط باز و كم درخت و كستزار ها به تغذيه مي پردازند . جنس نرو ماده اين پرنده كاملا با هم تفاوت دارندو رنگ پر آنها برحسب زيرگونه جنس و سن تغيير مي كند . نرها ي بالغ پروبال رنگين و پر زرق و برق و دمي دراز تر و سر و گردن آنها به رنگ سبز تيره براق است . در قرقاولهاي ماده رنگ پرها نخودي تيره با لكه هاي قهوه اي زياد به رنگ محيط اطراف است كه باعث مي شود در دوران طولاني خوابيدن روي تخمها و زمان پرورش جوجه ها از ديد دشمنان پنهان بماند .
در جنس نر سروگردن غالبا به قرقاولهاي نابالغ از لحاظ دم شبيه به كبك و داراي دمهاي كوتاه هستند و از اين لحاظ بايستي آنها را با كبكها حتي زماني كه همراه قرقاولهاي بالغ ديده ميشوند تشخيص داد .
قرقاولهاي نر صدايي شبيه به كور - كور دارند و غالبا به هنگام هيجان و تحريك سروصداي زيادي در زيستگاه خويش ايجاد و با بال زدنهاي متعدد و پرشهاي ناگهاني جلب نظر مي كنند . قرقاول پرندهاي بسيار تيز پرواز است و با حالتي خاص به هنگام نشست و برخاست توجه انسان را بخود جلب مي كند .در كشور هايي كه داراي پوشش جنگلي پراكنده اي هستند در حاشيه جنگلهاي در اراضي مردابي ني زارها و بوته زارها و گاهي در ياغهاي بزرگ اين پرنده را مي توان ديد . در اراضي زراعي نيز اين پرنده به چرا و تغذيه مي پردازد . تمامي قرقاولهاي بومي جنوب غربي آسيا از گروه قرقاولهاي گردن سياه هستند كه پرهاي گردن آنها به رنگ ارغواني تيره و داراي قدي كوتاه و فاقد طوق گردني هستند و رنگ عمومي پرهاي آنها خرمايي روشن است.يك كارشناس آموزش محيط زيست مازندران گونه ايراني قرقاولها را نژاد مربوط به بخشهاي خزري مي داند كه داراي پرهايي به رنگ سفيد در زيربال و رنگ عمومي نارنجي متمايل به قرمز در بخشهاي بالاي بدن مي باشد . به گفته وي نوار ساحلي شمالي درياي خزر از رامس تا ميانكاله است و به دليل تنوع زيستگاهي اين پرندگان تمامي منطق دشتي تا كوهستاني مازندران را به عنوان زيستگاه هاي خود بر گزيدهاند و قرقاول ايراني با شريط محيطي زيستگاه هاي شمال كاملا سازگاري داشته و بطور دائم و فصلي از آنها استفاده مي كند و برحسب عادت و رفتار از نظر لانه گزيني پناه و عادت غذايي و توليد مثل بخشهاي مختلف اين زيستگاه را اشغال كرده اند .
قرقاولهاي شمال ايران بسيار رنگارنگ هستند نر ها ۷۵ تا ۷۸ سانتيمتر و ماده ها ۵۳ تا ۶۲ سانتيمتر طول دارند . سر پرنده نر به رنگ سبز سير براق و پوست برهنه دور چشمش قرمز روشن است و گوشپرهاي كوچكي دارند .و معمولا طوق گردني سفيد دارند . اين پرنده در هنگام خطر اخساس خط پرواز نمي كند بلكه به سرعت مي دود و پنهان ميشود پروازش سريع و آغازش پر سرو صدااست و معمولادر ارتفاع كم و به مدت كوتاه پرواز ميكند . پراكنش قرقاولهادر ساحل خزر از ميانكاله تا ارتفاعات مناطق جنگلي هزار جريب نكا - نخ كش - بهشهر - دودانگه و چهاردانگه ساري - لفور سواد كوه - بابل كنار و بند پي بابل و چلا و آمل و منطقه حفاظت شده البرز شمالي و دو هزار و سه هزار و سه هزارتنكابن جواهرده و سادات محله و گالش كلا رامسر ودر خراسان رضوي در منطقه مزري هيرود می باشد .













